logo اپلیکیشن پخش فیلم

سریال بی همگان Bi Hamegan

،
بالای ۱۳ سال
24+ نفر این فیلم را تماشا و دانلود کرده‌اند
در حال بارگذاری باکس دانلود...
توجه آثار این رسانه دارای طبقه‌بندی سنی می‌باشد؛ لطفاً از بخش کنترل والدین برای کنترل دسترسی کودک خود بهره بگیرید!.
تیزر رسمی سریال بی همگان (Bi Hamegan)

داستان سریال

قصه تقابل عشق و شکاف طبقاتی است؛ جایی که رویای شیرین پیوند دو جوان از دو دنیای کاملاً متفاوت، با یک حادثه شوم و سقوط ناگهانی پسر به پشت میله‌های سرد زندان در هم می‌شکند تا چرخ بی‌رحم سرنوشت، مسیر تازه و پرالتهابی را برای تقدیر آن‌ها رقم بزند.

وقتی رویای یک عاشقانه آرام به سد محکم اختلافات طبقاتی و غرور پدری مقتدر برخورد می‌کند، سرنوشت بازی بی‌رحمانه خود را آغاز می‌کند. سریال «بی همگان» روایتی پرکشش از پاپوشی تاریک است که مسیر عشق را به کینه‌ای ویرانگر تغییر می‌دهد؛ قصه‌ای با تقابل تماشایی مهدی سلطانی، محمد صادقی و میترا رفیع که شما را به تماشای سقوط و رستگاری آدم‌ها در هزارتوی جبر و انتخاب می‌برد.

سریال بی همگان (Bi Hamegan)؛ تقابل عشق، ثروت و سایه سنگین تقدیر

در میان آثار تلویزیونی که تلاش می‌کنند آینه‌ای از جامعه و دغدغه‌های روزمره باشند، یک درام خانوادگی و اجتماعی توانست توجه بسیاری از مخاطبان شبکه سه سیما را به خود جلب کند. این مجموعه اثری است که ریشه در واقعیت‌های ملموس جامعه دارد و دست روی مفاهیمی چون عشق‌های ناگزیر، اختلاف طبقاتی و تاوان اشتباهات می‌گذارد؛ مضمونی ملتهب از رویارویی با طوفان‌های غیرمنتظره زندگی که پیش‌تر مشابه آن را در تقابل با رازهای ویرانگرِ گذشته در سریال آنام نیز تجربه کرده بودیم.

این اثر نمایشی که ثمره کارگردانی مشترک بهرنگ توفیقی و اصغر هاشمی و تهیه‌کنندگی مهران مهام است، با قلم توانای سعید جلالی و علیرضا کاظمی‌پور جان گرفته است. «بی‌همگان» تلاش می‌کند از یک قصه کلیشه‌ای، روایتی چندلایه بسازد؛ روایتی که در آن انسان‌ها نه کاملاً سیاه هستند و نه کاملاً سفید، بلکه در موقعیت‌های پیچیده زندگی، چهره واقعی خود را نشان می‌دهند.

داستان ملودرام بی همگان؛ عبور از طوفان حوادث تا رسیدن به ساحل ناگزیر تقدیر

پوستر رسمی سریال بی همگان با هنرمندی مهدی سلطانی سروستانی، سمیرا حسن پور، محمد صادقی

هسته مرکزی داستان، پیرامون زندگی جوانی نخبه و تلاشگر به نام «امیرعلی» شکل می‌گیرد. او و دختری از یک خانواده متمول به نام «الناز»، عاشقانه تصمیم به ازدواج می‌گیرند؛ اما همان‌طور که در دنیای واقعی عشق به‌تنهایی برای ساختن یک زندگی کافی نیست، در اینجا نیز سد محکم ثروت و مخالفت‌های سرسختانه پدر الناز، مسیر این دو جوان را سد می‌کند.

قصه زمانی اوج می‌گیرد و به یک تریلر پرالتهاب تبدیل می‌شود که پای رقبا و دسیسه‌های شرکتی به میان می‌آید. امیرعلی که درگیر مشکلات مالی است، با یک پاپوش و اتهام قتل راهی زندان می‌شود. پشت میله‌های سرد زندان، عشق او به الناز همچنان شعله‌ور است، اما چرخ روزگار سرنوشت دیگری را برای آن‌ها رقم زده است. مسیر قصه با ورود شخصیت‌های جدید و گره‌خوردن سرنوشت امیرعلی با زنی رنج‌کشیده به نام «مریم»، کاملاً تغییر می‌کند و به مخاطب نشان می‌دهد که گاهی زندگی، برنامه‌های پیچیده‌تری از رویاهای ما در سر دارد.

نقد و بررسی این مجموعه نمایشی؛ روایتی با دو نیمه متفاوت از تاریکی تا بیداری

بررسی و تحلیل این درام اجتماعی نشان می‌دهد که ما با اثری دوپاره روبرو هستیم؛ سریالی که در نیمه اول خود مخاطب را در دریایی از تلخی غرق می‌کند و در نیمه دوم، بذر امید و بلوغ شخصیتی را می‌کارد. در ادامه به واکاوی دقیق‌تر ابعاد مختلف این اثر می‌پردازیم.

سایه سنگین «افرا» بر سر این درام خانوادگی

یکی از نقدهای جدی که به این پروژه وارد می‌شود، شباهت‌های غیرقابل‌انکار آن با ساخته قبلی بهرنگ توفیقی، یعنی سریال «افرا» است. استفاده از ترکیب بازیگران مشابه مانند محمد صادقی، مهدی سلطانی و نسرین بابایی در نقش‌هایی که تداعی‌کننده همان اتمسفر قبلی هستند، باعث شد تا در قسمت‌های ابتدایی، حس تکرار به مخاطب القا شود. موتیف‌های آشنایی چون عشق پسر فقیر به دختر ثروتمند، مخالفت‌های پدرانه و در نهایت گره خوردن سرنوشت پسر جوان به زندان و اتهام قتل، از جمله مواردی بود که به پاشنه آشیل روایت تبدیل شد.

از تلخی بی‌پایان در نیمه اول تا اوج جذابیت در نیمه دوم

روند قصه در بیست قسمت ابتدایی بسیار سنگین و آکنده از مصائب تلخ (زندان، قتل، تومور مغزی و درگیری‌های بی‌پایان) است. این حجم از سیاهی تا حدودی باعث دلزدگی مخاطبِ خسته از روزمرگی می‌شود. با این حال، شگفتی سریال در نیمه دوم آن رقم می‌خورد. جایی که شخصیت‌ها از آن پیله‌ی تک‌بعدی خارج شده و قوس شخصیتی جذابی را طی می‌کنند. امیرعلیِ سرگردان، در کنار صبوری‌های مریم به بلوغ و آرامش می‌رسد و در نقطه مقابل، الناز از دختری محجوب به شخصیتی کینه‌توز و انتقام‌جو دگردیسی پیدا می‌کند. این تحول منطقی و جذاب، برگ برنده سازندگان برای نگه‌داشتن مخاطب پای گیرنده‌ها بود.

بازتعریف خانواده و شکستن کلیشه‌های رایج تلویزیونی

یکی از نقاط قوت این مجموعه، تصویرسازی درست از مفهوم «خانواده» است. در اینجا، فارغ از سطح اقتصادی، احترام میان والدین و فرزندان موج می‌زند. سازندگان به زیبایی کلیشه‌های منفی درباره نامادری و ناپدری را در هم شکسته‌اند. رابطه محترمانه و سازنده امیرعلی با میثم (پسر مریم) که باعث بازگشت عزت‌نفس به این نوجوان پرخاشگر می‌شود، و همچنین رفتار دلسوزانه مهشید به عنوان نامادری الناز، از درخشان‌ترین پیام‌های روان‌شناختی این اثر است.

عملکرد بازیگران؛ میدان‌داری جوانان در کنار کهنه‌کارها

در شرایطی که استفاده از ستاره‌های گران‌قیمت دشوار است، اعتماد به چهره‌های تازه‌نفس مانند محمد صادقی و میترا رفیع، ریسکی بود که جواب داد. صادقی توانست چهره یک جوان درون‌گرا و محجوب را به‌خوبی ایفا کند. از سوی دیگر، حضور مهدی سلطانی سروستانی همیشه وزنه‌ای برای پروژه است، هرچند تماشاگران انتظار داشتند او را در قالبی متفاوت‌تر از پدرهای مقتدر و سخت‌گیرِ همیشگی ببینند.

حواشی، افتخارات و اطلاعات تکمیلی پیرامون ساخت سریال

این پروژه تلویزیونی در طول مسیر ساخت و پخش خود، با اتفاقات و نکات قابل‌توجهی همراه بود:

  • تیم بازیگران: در این اثر ترکیبی از چهره‌های باتجربه و جوان شامل مهدی سلطانی سروستانی، سمیرا حسن پور، محمد صادقی، میترا رفیع، کاوه خداشناس، کاظم هژیرآزاد، سپند امیرسلیمانی، نسرین بابایی، مسعود شریف، مهدی ماهانی، داریوش سلیمی، جلیل فرجاد، هادی قمیشی، مهسا باقری، سلمان خطی، افسانه ناصری، علیرضا درویش، علی کاظمی، علیرضا نعمت اللهی، مهدی احدی، بردیا دیانت، امیرحسین آصفی، بهنام مومنی، یاسین مسعودی، علی جلالی، مریم اصفهانی، دانیال جعفری، رستا رحیمیان، تیارا عسکری و زنده‌یاد زهره فکور صبور به ایفای نقش پرداخته‌اند.
  • تغییر ناگزیر کارگردان: به دلیل برخی مسائل و طولانی شدن روند تولید، بخش‌هایی از پروژه توسط اصغر هاشمی و بخش‌هایی توسط بهرنگ توفیقی جلوی دوربین رفت.
  • درگذشت تلخ یکی از بازیگران: زنده‌یاد زهره فکور صبور در اواسط تصویربرداری به شکلی ناگهانی درگذشت که شوک بزرگی به تیم تولید وارد کرد و به عنوان یکی از غم‌انگیزترین اخبار حول این مجموعه منتشر شد.
  • مفاهیم اقتصادی و روز جامعه: فیلمنامه به شکلی هدفمند به نقد رانت‌خواری، درآمدهای شبهه‌دار و موانع پیش روی کارآفرینان در شرکت‌های دانش‌بنیان پرداخت.
  • تیم نگارش باسابقه: سعید جلالی و علیرضا کاظمی‌پور که پیش‌تر سابقه خلق آثار پرمخاطبی را داشتند، وظیفه نگارش را بر عهده داشتند، هرچند از ممیزی‌های فراوان در مسیر روایت داستان گلایه‌مند بودند.
  • تیم تصویر و تدوین: مدیریت فیلمبرداری بر عهده مهدی رضایی و عباس شیرمحمدی بوده و امین عابدی تدوین این مجموعه پر سکانس را انجام داده است.

جمع‌بندی؛ قصه‌ای از جنس آدم‌های خاکستری

در نهایت، سریال بی همگان را می‌توان یک درام خانوادگی دانست که اگرچه شروعی کلیشه‌ای و تلخ داشت، اما توانست با پرداختی درست در نیمه دوم، خود را نجات دهد. این اثر به ما یادآوری می‌کند که زندگی همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد و گاهی انسان‌ها در دل سخت‌ترین طوفان‌ها، آرامشی را پیدا می‌کنند که هرگز انتظارش را نداشتند. تعدد شخصیت‌های خاکستری از خانواده یوسفیانِ ثروتمند گرفته تا مریمِ صبور و خودساخته، باعث شد تا هر تماشاگری بتواند برشی از زندگی خود یا اطرافیانش را در این قاب تماشا کند.

آیا شما هم روند تغییر شخصیت‌ها در نیمه دوم این سریال را قابل‌باور می‌دانید؟ به نظر شما عملکرد کدام یک از بازیگران، تأثیر بیشتری در جذابیت داستان داشت؟ خوشحال می‌شویم نقدها و نظرات ارزشمند خود را در بخش دیدگاه‌ها با ما و دیگر خوانندگان سایت به اشتراک بگذارید تا با هم به گفت‌وگو درباره این درام پرمخاطب بنشینیم.

نوبت شماست: این اثر چطور بود؟ نظر خود را با ما و دیگران به اشتراک بگذارید!
  • زبان: فارسی
  • نویسنده: سعید جلالی، علیرضا کاظمی پور
  • کیفیت 720p
تیم پخش فیلم
نویسنده: کیانا (از تیم پخش فیلم)
کیانا، عضو تیم رسانه‌ ای پخش فیلم و عاشق دنیای سینما و سریال است. او با شور و اشتیاق، به نقد و بررسی جدیدترین آثار می‌پردازد تا راهنمای شما در انتخاب بهترین فیلم‌ها برای تماشا باشد و تجربه‌ی سینمایی شما را غنی‌تر سازد.

فعلا کسی نظر نداده !

اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (:

نظرت برامون ارزشمنده!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه داستان فیلم را اسپویل می‌کند؟