داستان سریال
مهدی باکری از برادرش حمید میخواهد دوباره به جبهه بازگردد و همراه او باشد؛ حمید میپذیرد، اما پس از عملیات خیبر، مهدی ناچار است راه بازگشت را تنها ادامه دهد…
مهدی باکری از برادرش حمید میخواهد دوباره به جبهه بازگردد و همراه او باشد؛ حمید میپذیرد، اما پس از عملیات خیبر، مهدی ناچار است راه بازگشت را تنها ادامه دهد…
مینیسریال «عاشورا: لشکر ۳۱» یا «Ashoora» به کارگردانی هادی حجازی فر و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری، حبیب والینژاد و سجاد نصراللهینسب، یکی از آثار شاخص تلویزیون در ژانر دفاع مقدس است. این مجموعه ۷ قسمتی با تمرکز بر مجاهدتهای مهدی و حمید باکری و همرزمانشان در عملیاتهای خیبر و بدر ساخته شده و برای نخستین بار از ۲۷ مرداد ۱۴۰۲ در شبکه یک سیما روی آنتن رفت.
این سریال در ادامه موفقیت فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» ساخته شد؛ فیلمی که در چهلمین جشنواره فیلم فجر با دریافت پنج سیمرغ بلورین از جمله بهترین فیلم، رکورد پرفروشترین اثر دفاع مقدس تاریخ سینمای ایران را شکست.
لشکر ۳۱ عاشورا به رهبری شهید مهدی باکری در عملیاتهای بزرگ بدر و خیبر برگهای درخشانی از حماسه و ایثار را رقم زد. در ادامه همین جریان، موسسات فرهنگی و هنری نیز تلاش کردهاند با تولید آثاری ماندگار، روایتگر آن روزهای پرشکوه باشند. یکی از تازهترین نمونهها فیلم «صیاد» است که به زندگی شهید صیاد شیرازی میپردازد و میتواند در کنار آثار شاخص دفاع مقدس، جایگاهی ویژه در میان فیلمهای جنگی ایرانی پیدا کند.
داستان مجموعه «عاشورا» بر محور رابطه برادرانه و ایثارگرانه دو فرمانده شهید میچرخد. مهدی باکری از برادر کوچکش حمید میخواهد با وجود تمام مشکلات شخصی و خانوادگی دوباره به جبهه بازگردد و در کنار او باشد. حمید این درخواست را میپذیرد و همراه برادرش میشود. اما پس از عملیات خیبر، مهدی تنها به خانه بازمیگردد و سرنوشت تلخی در انتظار اوست…

«عاشورا» داستانش را از جایی آغاز میکند که مهدی باکری، شهردار ارومیه، از مسئولیت شهری دل میکند تا به سپاه بپیوندد. او پیش از عزیمت، با صفیه ازدواج میکند و درست یک روز بعد، راهی جبهه میشود. مسیر او به فرماندهی لشکر ۳۱ عاشورا ختم میگردد و در عملیات خیبر، برادرش حمید را نیز به میدان میکشاند؛ جایی که حمید همراه بسیاری از رزمندگان به شهادت میرسد. اندکی بعد، عملیات بدر آغاز میشود و اینبار خود مهدی نیز به کاروان شهیدان میپیوندد.
برخلاف نسخه سینمایی «موقعیت مهدی»، سریال «عاشورا» به ظرافت بیشتری وارد زندگی شخصی و اجتماعی شهیدان باکری میشود. از تصویر مهدی بهعنوان شهرداری ساده و مردمی تا روایتهایی کوچک اما پرمعنا از روزمرگیهای رزمندگان، همه بر واقعیبودن و بیپیرایگی اثر تأکید دارند. این نگاه جزئینگر، سریال را از روایتهای شعاری و پرطمطراق متمایز کرده و به مخاطب تجربهای نزدیک و ملموس میبخشد.

یکی از نقاط قوت سریال، پرداختن به سربازان و چهرههای ناشناخته لشکر است. روایتهایی چون رزمندهای که برای عبور از کانالی پوشیده از پیکر دوستانش ناچار میشود پوتینهایش را درآورد، یا جوانی که با جسد همرزمش بر دوش، فرمان فرمانده را نادیده میگیرد و میگوید «من مهدی باکری نیستم»، نمونههایی از واقعیتهای انسانی جنگاند که کمتر بر پرده دیدهایم. حتی حمید باکری نیز تنها در قامت فرمانده معرفی نمیشود؛ او پدری است که نگران همسرش فاطمه و بیماری فرزندانشان است و آرزوی سفر خانوادگی پس از جنگ را دارد؛ آرزویی که هرگز محقق نمیشود.
سریال با محوریت رابطه مهدی و صفیه، بُعدی عاشقانه به دفاع مقدس میبخشد. صفیه عاشقانه در کنار مهدی است؛ از بدرقههای خاموش با چراغ گردسوز تا شستن موهای همسرش با دستان خودش. مهدی نیز نیروی ادامهدادن را از یاد صفیه میگیرد؛ حتی وقتی از داغ شهادت حمید در جزیره مجنون کمر خم کرده است. این رابطه، روح تازهای به روایت جنگ میبخشد و نشان میدهد که در پس هر تصمیم بزرگ، عشقی انسانی نهفته است.
«عاشورا» جنگ را صرفاً بهعنوان میدان نبرد و پیروزیهای حماسی به تصویر نمیکشد. اینجا فرماندهان با کمبود نیرو و مهمات دستوپنجه نرم میکنند، از استیصال میگریند و در عین حال تا آخرین لحظه میایستند. این سریال نشان میدهد که رزمندگان هم ترس داشتند، هم امید، و هم دلبستگی به زندگی؛ اما در نهایت، ایمان و تعهدشان آنها را به مرز شهادت رساند.
با شهادت مهدی باکری در عملیات بدر، بدن او در آبهای اروند آرام میگیرد. اما تصویر پایانی، صفیهای است که با نگاه خسته، در خانه زمزمه میکند: «مهدی! این تنهایی کی تموم میشه؟» این پایان، روایت را به عاشورای تاریخ پیوند میزند؛ روایتی از عشق، ایثار و جاودانگی.
این سریال دفاع مقدس به کارگردانی هادی حجازیفر، بیش از آنکه یک بازسازی صرف از جبهه باشد، تلاشی است برای به تصویر کشیدن رزمندگان در بُعدی انسانی و عاشقانه. از مستندگونگی تصاویر تا روایتهای شخصی و عاشقانه، همه دستبهدست هم دادهاند تا اثری متفاوت شکل گیرد. این مجموعه نهفقط برای علاقهمندان به آثار دفاع مقدس، بلکه برای تمام کسانی که به روایتهای انسانی از جنگ علاقه دارند، تماشایی است.

| بازیگر | نقش |
|---|---|
| هادی حجازیفر | شهید مهدی باکری |
| ژیلا شاهی | صفیه مدرس (همسر شهید مهدی باکری) |
| وحید حجازیفر | شهید حمید باکری |
| معصومه ربانینیا | فاطمه چهل امیرانی (همسر شهید حمید باکری) |
| وندا جعفری | زهرا باکری (خواهر شهیدان باکری) |
| وحید آقاپور | جمشید نظمی |
| روحالله زمانی | خسرو ملازاده |
| دانیال نوروش | علیاصغر (شوفر) |
| روزبه اختری | رسول (رزمنده ترکزبان) |
| مهرداد باقری | مشهدی عبادی |
| امیر شمس | رسول نادری |
| احمد فرهنگنیا | بختیاری |
| میلاد خدادادی | رزمنده لشگر عاشورا |
| مهدی ذاکر | ورمزیار |
| محمدرضا طاهرنژاد | احمد کاظمی |
| وحید حقی | مهندس شنوک |
| خالق استواری | رزمنده |
| عرفان جوادزادگان | رزمنده |
| حسامالدین پورمحمدی | رزمنده |
| هادی اقدم | مصطفی مولوی |
| قسمت | عنوان |
|---|---|
| قسمت ۱ | یک قبضه کلت کمری |
| قسمت ۲ | پلیور آبی |
| قسمت ۳ | علیاصغر |
| قسمت ۴ | من مهدی باکری نیستم |
| قسمت ۵ | موقعیت مهدی |
| قسمت ۶ | علیاکبر |
| قسمت ۷ | لباسهای خیس |
سریال «عاشورا» تنها یک روایت جنگی نیست؛ این اثر بازتابی از عشق، برادری و ایستادگی در روزهایی است که تاریخ ایران به خون و ایثار گره خورده بود. روایت زندگی و شهادت مهدی و حمید باکری، با پرداختی انسانی و عاشقانه، باعث میشود مخاطب نهفقط یک قهرمان، بلکه خانوادهای را ببیند که در میانه جنگ، امید و ایمانشان را زنده نگه داشتند.
تماشای این سریال فرصتی است برای بازخوانی یکی از ماندگارترین فصلهای تاریخ معاصر، آن هم با نگاهی صمیمی و متفاوت. اگر به آثار دفاع مقدس علاقه دارید یا به دنبال درامی واقعی و تاثیرگذار هستید، «عاشورا» انتخابی ارزشمند است.
شما میتوانید همین حالا نسخه کامل این سریال را با لینک مستقیم، در کیفیتهای مختلف و بالا و به صورت رایگان و تماشای آنلاین از وبسایت پخش فیلم دنبال کنید.
فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: