داستان سریال
پریا پس از سال ها دوری به ایران باز می گردد و رابطه ای عاطفی با پسر خاله اش کیوان آغاز می کند. اما یک خطای بزرگ در شب مهمانی و ابتلای کیوان به ویروس ایدز، این عشق نو پا را در مسیر نابودی و فروپاشی قرار می دهد.

پریا پس از سال ها دوری به ایران باز می گردد و رابطه ای عاطفی با پسر خاله اش کیوان آغاز می کند. اما یک خطای بزرگ در شب مهمانی و ابتلای کیوان به ویروس ایدز، این عشق نو پا را در مسیر نابودی و فروپاشی قرار می دهد.
قصه عشقی نامتعارف که در دل مخالفت های پیاپی جوانه می زند و با ورود یک مهمان ناخوانده و ویرانگر به نام ایدز، به آزمونی سخت برای بقا تبدیل می شود؛ اثری که تلاش کرد سکوت سنگین رسانه را بشکند و چهره ای واقعی تر از یک بحران خاموش را به نمایش بگذارد.
مجموعه تلویزیونی «پریا» اثری عاشقانه و اجتماعی به کارگردانی حسین سهیلی زاده و تهیه کنندگی اسماعیل عفیفه است که در تابستان سال ۱۳۹۵ مهمان خانه های مخاطبان شبکه سه سیما شد. این مجموعه ۳۶ قسمتی که به قلم سعید فرهادی به رشته تحریر درآمده، یکی از معدود آثار تلویزیون ایران است که با نگاهی متفاوت به سراغ یکی از حساس ترین موضوعات حوزه پزشکی و اجتماعی یعنی بیماری نقص سیستم ایمنی (اچ آی وی) رفته است.
در دورانی که ساخت آثاری با محوریت مسائل پزشکی بیشتر به فضای اورژانس و بیمارستان محدود می شد، این پروژه تصمیم گرفت تا ویروس ایدز را به بطن یک خانواده و یک رابطه عاشقانه بیاورد و فشار های روانی، واکنش های هیستریک و نگاه سنگین جامعه به این بیماران را با ظرافتی خاص به تصویر بکشد؛ تلاشی که با حمایت و مشاوره وزارت بهداشت نیز همراه بود.

داستان از نقطه حساسی آغاز می شود؛ پریا (با نقش آفرینی لادن مستوفی)، زن جوانی که از ازدواج اول خود سرخورده شده و با دو فرزندش زندگی می کند، پس از چند سال دوری از وطن به ایران باز می گردد. در همین حین، رابطه ای عاطفی و البته نامتعارف میان او و پسر خاله جوان و سرکشش، کیوان (با بازی امیرحسین آرمان) شکل می گیرد. این عشق که با مخالفت های شدید و غیر منطقی خانواده کیوان، به ویژه پدرش حسین آقا (محمود پاک نیت) روبرو می شود، کیوان را به سمت لجاجت و مسیری خطرناک سوق می دهد.
لغزش کیوان در یک شب شوم و شرکت در یک مهمانی، به دلیل استفاده از سرنگ آلوده توسط دوستش شهرام (عمار تفتی)، مسیر زندگی این زوج تازه شکل گرفته را ویران می کند. بر خلاف آثاری مانند سریال پرستاران که داستان نجات بیماران و تقلای کادر درمان برای حفظ امید را در محیط پر هیاهوی اورژانس نشان می دهند، در اینجا ابعاد یک فاجعه پزشکی مستقیما به درون خانه و خلوت یک زوج کشیده می شود. حالا آن ها در حالی ماه عسل خود را آغاز می کنند که سایه سنگین و وحشتناک ایدز بر سر زندگی شان افتاده است و پریا باید میان ماندن در این جهنم یا جدایی دوباره، یکی را انتخاب کند.
| بازیگر | نقش | توضیح |
|---|---|---|
| لادن مستوفی | پریا | دختر نیره، همسر سابق حبیب، همسر کیوان، مادر سیما و سهیل |
| امیرحسین آرمان | کیوان | پسر حسین آقا، همسر پریا، برادر گلی |
| افسانه بایگان | نیره | مادر پریا |
| محمود پاکنیت | حسین آقا | پدر کیوان و گلی |
| امیررضا دلاوری | علیرضا | همسر گلی، داماد حسین آقا |
| کمند امیرسلیمانی | گلی | دختر حسین آقا، همسر علیرضا، خواهر کیوان |
| عمار تفتی | شهرام | معتادی که باعث ابتلای کیوان به ایدز شد |
| رامتین خداپناهی | حبیب | همسر سابق پریا، پدر سیما و سهیل |
| محمدهادی قمیشی | رستگار | رئیس زندان |
| علیاصغر رضایی | بازپرس | دادگاه کیوان و شهرام |
| ساغر شکوری | بهار | همسر شهرام |
| محمدرضا شیرخانلو | سهیل | پسر پریا و حبیب |
| روژان تقی زاده | سیما | دختر پریا و حبیب |
| رضا نادری | زندانی | – |
پرداختن به موضوعی مانند ایدز در رسانه ملی قدم بسیار بزرگی است، اما بررسی دقیق این مجموعه نشان می دهد که یک ایده خوب به تنهایی تضمین کننده موفقیت کامل اثر نیست. در این بخش قصد داریم با نگاهی تحلیلی به بررسی نقاط قوت در تصویر سازی یک بیماری خاص و همچنین ضعف های موجود در فیلم نامه و شخصیت پردازی ها بپردازیم تا ببینیم ساخته حسین سهیلی زاده تا چه اندازه توانسته در انتقال پیام خود به مخاطب موفق عمل کند.
یکی از ارکان اصلی مجموعه های طولانی، هم ذات پنداری مخاطب با قهرمانان قصه است. امیرحسین آرمان در نقش کیوان توانسته تصویر قابل قبولی از یک جوان امروزی، لجباز اما عاشق را ارائه دهد. تماشاگر با وجود خطای بزرگ کیوان، برای او دل می سوزاند. اما در نقطه مقابل، انتخاب لادن مستوفی برای نقش اصلی کار، تا حدودی پر ریسک و مورد نقد بوده است. چهره سرد و کمتر منعطف او، برقراری ارتباط حسی عمیق با مخاطب را در نیمه اول داستان با مشکل مواجه کرده است. همچنین شخصیت های مکمل مانند پدر کیوان، به شدت در دام تیپ سازی های رایج افتاده اند و واکنش های عصبی آن ها فاقد پشتوانه منطقی لازم است.
نقطه قوت اصلی فیلم نامه، شیوه برخورد با بیماری است. سعید فرهادی به جای ارائه مستقیم پیام های بهداشتی، پیامد های این ویروس را در لایه های زیرین درام قرار داده است. صحنه مواجهه کیوان با خبر بیماری اش و واکنش های هیستریک او در برابر دوستانش، بسیار واقعی و تکان دهنده از کار درآمده است. با این حال، برخی از سکانس ها مانند حمله کیوان به ماشین حمل زندانیان، با منطق روایی همخوانی نداشته و برای بیننده غیر قابل هضم است.
ساخت آثاری که روی درد های خاموش و مسائل ممنوعه جامعه تمرکز می کنند، همیشه با موانع فراوانی روبرو است. مجموعه «پریا» با وجود برخی ضعف ها در شخصیت پردازی های فرعی و افتادن در دام احساسات گرایی غلیظ، توانست قدم بزرگی در آگاهی بخشی عمومی بردارد. این ساخته به ما یادآوری می کند که یک اشتباه کوچک، یک لجبازی ساده با خانواده، چگونه می تواند مسیر زندگی را برای همیشه تغییر دهد.
تماشای نحوه برخورد خانواده ها با این بحران و دوراهی های اخلاقی پریا برای ماندن یا رفتن، می تواند برای هر بیننده ای جذاب و در عین حال آموزنده باشد. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که اگر در جایگاه پریا بودید، چه تصمیمی برای زندگی خود می گرفتید؟ نظرات، تحلیل ها و احساسات خود را درباره داستان این زوج جوان با ما در بخش دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.