داستان سریال
«تعقیبِ سایهبهسایهی پریسا، هوشنگ را ناخواسته در تورِ بازجوییِ برادرِ او میاندازد؛ جایی که هوشنگ در اوج بیخبری، با افشای رازِ سرقت و روایتِ ماجرای آشنایی پریسا با مهرداد، خود را به دلِ یک بحرانِ غیرمنتظره و نفسگیر پرتاب میکند.»
«تعقیبِ سایهبهسایهی پریسا، هوشنگ را ناخواسته در تورِ بازجوییِ برادرِ او میاندازد؛ جایی که هوشنگ در اوج بیخبری، با افشای رازِ سرقت و روایتِ ماجرای آشنایی پریسا با مهرداد، خود را به دلِ یک بحرانِ غیرمنتظره و نفسگیر پرتاب میکند.»
تصور کنید در حال خلق یک معمای پیچیده جنایی روی کاغذ هستید، اما ناگهان کاراکترهای خیالیِ داستان جان میگیرند و زنگ درِ خانهتان را میفشارند! «ابله»، اکسپریمنتِ جنونآمیز کمال تبریزی در وادی کمدی سیاه است؛ اثری که در آن قواعد بازی کاملاً به هم میریزد، محسن تنابنده با گریمی حیرتانگیز در کالبد یک مادربزرگ ظاهر میشود و مهران احمدی در هزارتوی ذهنِ آشفته یک نویسنده، مرز میان واقعیت و فانتزی را گم میکند. این سریال یک کمدیِ روتین برای قهقهه زدن نیست؛ بلکه دعوتی است به تماشای یک فروپاشیِ جذاب و پرستاره در مرز باریکِ نبوغ و بلاهت.
وقتی نام کمال تبریزی به میان میآید، ناخودآگاه منتظر اثری هستیم که روی لبه تیغ حرکت کند؛ اثری که یا شما را شیفته خود میکند یا کاملا پس میزند. این سریال ایرانی محصول سال ۱۳۹۳، دقیقا تجلی همین ویژگی است. مجموعهای که با لشگری از ستارگان و چهرههای موفق سینما پا به شبکه نمایش خانگی گذاشت تا معادلات کمدی را تغییر دهد، اما در نهایت مسیر متفاوتی را در جذب مخاطب طی کرد.
این مجموعه ۱۴ قسمتی، به تهیهکنندگی محمد مسعود و شرکت تصویر گستر پاسارگاد و با قلم علیرضا طالبزاده خلق شد. تماشای فهرست عوامل تولید این پروژه، به خودی خود شوقانگیز است؛ از فیلمبرداری مسحورکننده محمدرضا سکوت و موسیقی متن کارن همایونفر گرفته تا هنرنمایی مجید اسکندری در طراحی چهرهپردازی. این اثر در زمان توزیع خود در فرمت دیویدی، به واسطه همین نامهای بزرگ، انتظارات فراوانی را ایجاد کرد، اما چیزی که به مخاطب ارائه داد، یک کمدی پاپکورنی و معمول نبود.
در واقع، در نقطه مقابلِ کمدیهای اجتماعی و ملموسی همچون سریال متهم گریخت که مخاطب را با دردسرهای شیرین و هزارتوی بیرحمِ مهاجرتِ خانواده سادهدل هاشمآقای اگزوزساز به پایتخت همراه میکند «ابله» یک تجربه کاملاً آوانگارد و ساختارشکن در مدیوم نمایش خانگی محسوب میشد.
| عنوان | مشخصات |
|---|---|
| سازنده | کمال تبریزی |
| نویسنده | علیرضا طالبزاده |
| کارگردان | کمال تبریزی و سیدجمال سیدحاتمی |
| موسیقی متن | کارن همایونفر |
| کشور سازنده | ایران |
| زبان اصلی | فارسی |
| شمار قسمتها | ۱۴ |
| تهیهکنندهها | تصویر گستر پاسارگاد، محمد مسعود |
| مکان تولید | تهران |

فضای داستانی این کمدی سیاه، پر از تعلیق، فانتزی و طنز تلخ است. قصه، روایتگر زندگی مردی به نام هوشنگ تتلو است؛ نویسندهای که تخصصش خلق فیلمنامههای پیچیده پلیسی و جنایی است. او سالهاست که در دنیای کلمات، قاتلان را به دام میاندازد و معماها را حل میکند، اما تراژدی (و در عین حال کمدی) داستان از جایی آغاز میشود که مرز بین جهان واقعی و دنیای کاغذی او فرو میریزد.
هوشنگ به شکلی عجیب و غیرمنتظره، درگیر ماجراهای یکی از شخصیتهای ساخته و پرداخته ذهن خودش به نام «پریسا» میشود. ورود یک کاراکتر خیالی به زندگی یک جنایینویس، زنجیرهای از اتفاقات ابزورد، دلهرهآور و در عین حال خندهدار را رقم میزند. کارگردان با ریتمی سینمایی، مخاطب را به درون ذهن آشفته هوشنگ میکشد؛ جایی که دیگر مشخص نیست چه کسی خالق است و چه کسی مخلوق!
| بازیگر | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
| هانیه توسلی | پریسا | خواهر نصرت |
| محسن تنابنده | سکینه خانم | مادربزرگ هوشنگ تتلو |
| مجید صالحی | منوچهر / شکوهی | منوچهر (داماد سرخانه)، تهیهکننده |
| احمد مهرانفر | دکتر اسدالله (دایی) | پسر آقابزرگ |
| شبنم مقدمی | پرپر | دختر آقابزرگ، همسر منوچهر |
| بهنام تشکر | آقابزرگ (لیلاسفته) | دچار اختلالات ذهنی |
| هوتن شکیبا | مهرداد | پسر منوچهر و پرپر |
| سیامک انصاری | نصرت | مکانیک و برادر پریسا |
| یکتا ناصر | فرانک | نامزد هوشنگ (ساکن خارج) |
| عیسی یوسفیپور | مش کاظم / مش هاشم | باغبان خانه آقا بزرگ / آبدارچی شکوهی |
| بهادر مالکی | رضا موتوری | همکار هوشنگ و راننده موتور |
| مینا جعفرزاده | عزیز خانم | همسایه پریسا |
| نادر فلاح | جعفر | دوست آقا بزرگ |
| حسین محب اهری | هنرور | دوست آقا بزرگ |
| مرتضی ضرابی | هنرور | دوست آقا بزرگ |
| نگین معتضدی | – | همسایه پریسا / نگین معتضدی |
| محسن رمضانی | آقای رنگ خدا | بازیگر |
| گیتی معینی | – | – |
| شبیر پرستار | – | – |
| بهمن زرینپور | – | – |
| روزبه ناصری | – | دوست نصرت |
این ساخته متفاوت کمال تبریزی، یک پدیده عجیب در تاریخ رسانههای تصویری ایران است. بیایید روراست باشیم؛ این اثر برای همه ساخته نشده است. نقدهای وارد بر آن، به همان اندازه که پر از ستایش برای خلاقیتهای بصری است، پر از علامت سؤال درباره نحوه ارتباط آن با مخاطب عام نیز هست.
بدون شک، یکی از درخشانترین نقاط قوت پروژه، تیتراژ ابتدایی آن است که به جرات میتوان آن را نامزد بهترین تیتراژ در میان آثار بزرگسال شبکه نمایش خانگی دانست. شهاب نجفی در مقام سازنده این تیتراژ، یک شاهکار بصری خلق کرده است. بازیگرانی چون مهران احمدی، هانیه توسلی، احمد مهرانفر، مجید صالحی، شبنم مقدمی، بهنام تشکر و هوتن شکیبا با استفاده از تکنیک پرده آبی، در دل صحنههای ماندگار تاریخ سینما (مانند فیلمهای «روانی» آلفرد هیچکاک و «دلیجان» جان فورد) جانمایی شدهاند.
اجرای بینقص و سیاهوسفید این تیتراژ، با صدای نوستالژیک ناصر طهماسب که کپشنهای فیلمهای هارولد لوید را تداعی میکند، چنان چشمنواز است که جای خالی نام طراح آن بر روی جلد محصول به شدت احساس میشود. این تیتراژ به تنهایی یک کلاس درس برای تلفیق سینمای کلاسیک و هنر دیجیتال است.
بزرگترین نقد، پایان زودهنگام آن است. مجموعهای که قرار بود در ۲۴ قسمت ساخته شود، در ایستگاه چهاردهم متوقف شد. دلیل این امر واضح بود: ریزش مخاطب عام. تبریزی در یک تصمیم جسورانه (و شاید از منظر تجاری، اشتباه)، مخاطبی را هدف قرار داد که معمولا خریدار کمدیهای سطحی و سوپرمارکتی نیست.
خود کارگردان صراحتاً میپذیرد که مخاطبان این مجموعه صفر و صدی هستند؛ عدهای آن را یک شاهکار میدانند و عدهای دیگر به شدت آن را پس میزنند. او با آگاهی کامل از تفاوت اتمسفر پلتفرمهای خانگی با تلویزیون، ریسک ساخت اثری ناهنجار (از لحاظ فرم و محتوا) را پذیرفت. سپردن نقش اول به مهران احمدی، به جای استفاده از کلیشههای گیشه، نشان از همین لجاجت هنرمندانه دارد. کمال تبریزی معتقد است این مجموعه در کارنامه کاری او شبیه به فیلم «یک تکه نان» در برابر «مارمولک» است؛ اثری در مداری متفاوت برای قشری محدودتر، اما باارزش از نگاه یک فیلمساز تجربهگرا.
یکی از ابتکارات جالب این پروژه، قرار دادن بخش پشت صحنه در منوی دیویدیها بود. اگرچه نامگذاری این بخش تحت عنوان «ابلهتر» یا «کانالهای فرعی شبکه همراهان پاسارگاد» با نقدهایی روبرو شد و کمی ثقیل و اغراقشده به نظر میرسید، اما از نظر کیفیت تولید، فرسنگها با پشتصحنههای سرسری و رایج تفاوت داشت و ارزش افزوده بسیار خوبی برای علاقهمندان به سینما محسوب میشد.
برای درک بهتر ابعاد تولید این اثر ساختارگرا، مرور برخی از اتفاقات پیرامون آن خالی از لطف نیست:
این سریال ایرانی یک کمدی ساده برای خندیدن در پایان یک روز خستهکننده نیست. این اثر، پازلی پیچیده از ارجاعات سینمایی، کمدی سیاه و موقعیتهای ابزورد است که خالق آن تعمداً نخواسته به هر قیمتی از مخاطب خنده بگیرد. تبریزی در این پروژه، اعتبار خود را قمار کرد تا ژانری جدید را در ایران تست کند؛ تجربهای که شاید از لحاظ تجاری رکوردی ثبت نکرد، اما از منظر هنری و فرمیک، کاملاً قابل تأمل و بررسی است.
اگر به دنبال تماشای یک روایت متفاوت هستید، اگر از تیتراژهای خلاقانه لذت میبرید و کنجکاوید هنرنمایی عجیب محسن تنابنده در نقش یک پیرزن را ببینید، قطعاً ارزش تماشا دارد.
داستان حول محور یک نویسنده فیلمنامههای جنایی به نام «هوشنگ تتلو» (با بازی مهران احمدی) میچرخد. قصه از جایی فانتزی و پیچیده میشود که یکی از کاراکترهای خیالی ساختهی ذهن او به نام «پریسا»، ناگهان جان میگیرد و وارد دنیای واقعی و زندگی روزمره هوشنگ میشود. این تقاطع مرز خیال و واقعیت، موقعیتهای دلهرهآور و در عین حال کمیک خلق میکند.
یکی از پربحثترین نکات این اثر، بازی محسن تنابنده در نقش «سکینه خانم» (مادربزرگ هوشنگ) است. این نقش نیازمند یک گریم بسیار سنگین و پروتزی بود که توسط مجید اسکندری طراحی شد. جالب است بدانید کمال تبریزی در ابتدا قصد داشت این نقش را به شقایق دهقان بسپارد، اما در نهایت با یک تصمیم ساختارشکنانه، اجرای آن را به یک بازیگر مرد واگذار کرد.
این پروژه در ابتدا برای تولید در ۲۴ قسمت برنامهریزی شده بود. با این حال، به دلیل فضای متفاوت، لحن کمدی سیاه و فانتزی بودن قصه، نتوانست ارتباط گستردهای با مخاطب عام برقرار کند. به دنبال ریزش مخاطب و عدم بازگشت سرمایه در بخش خصوصی، سازندگان تصمیم گرفتند داستان را زودتر از موعد جمعبندی کرده و در ۱۴ قسمت به پایان برسانند.
خیر. با وجود حضور ستارگان مطرح طنز مانند احمد مهرانفر، مجید صالحی و هوتن شکیبا، این اثر یک کمدی روتین نیست. سبک این کار کمدی سیاه (Dark Comedy) و پر از موقعیتهای ابزورد و ارجاعات سینمایی است. هدف کارگردان گرفتن خندههای بلند نبوده، بلکه بیشتر روی طنز تلخ و موقعیتهای پارادوکسیکال تمرکز داشته که معمولاً برای مخاطبان خاصپسند جذابتر است.
شما میتوانید تمامی ۱۴ قسمت این اثر متفاوت شبکه نمایش خانگی را با بالاترین کیفیت موجود و ترافیک نیمبها، از طریق لینکهای دانلود مستقیم یا پلتفرم پخش آنلاین وبسایت ما تماشا کنید. همچنین بخش ویژه پشت صحنه نیز برای علاقهمندان در دسترس قرار گرفته است.
سازندگان در زمان پخش دیویدیها، بخش مفصلی به نام «ابلهتر» را ضمیمه کار کردند. این مستند شامل پشت صحنههای جذاب، مراحل اجرای گریمهای سنگین بازیگران (به ویژه گریم محسن تنابنده) و مصاحبههای اختصاصی با عوامل تولید است که به خوبی چالشها و نبوغ به کار رفته در ساخت این پروژه تجربهگرا را به تصویر میکشد.
فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: