داستان سریال
فرار یک مبارز جوان به روستایی سرسبز در گیلان، پای مأموران امنیتی را به کلبهای دورافتاده باز میکند. جایی که پنهانکاری دختر روستا، زنجیرهای از حوادث و رازهای پرالتهاب را رقم میزند.


فرار یک مبارز جوان به روستایی سرسبز در گیلان، پای مأموران امنیتی را به کلبهای دورافتاده باز میکند. جایی که پنهانکاری دختر روستا، زنجیرهای از حوادث و رازهای پرالتهاب را رقم میزند.
گاهی پناه بردن به خلوت سرسبز جنگلهای شمال، آخرین راه فرار از طوفانهایی است که تاریخ برای آدمها رقم میزند. وقتی سایه سنگین ماموران امنیتی روی سر یک مبارز فراری سنگینی میکند، هر کلبه متروکی در دل مه میتواند آبستن رازهایی بزرگ و سرنوشتساز باشد؛ جایی که عواطف آدمها در تقاطع با تحولات سیاسی قرار میگیرند.
«کلبه ای در مه» به کارگردانی حسن لفافیان و تهیهکنندگی سعید پروینی، محصول سال ۱۳۹۹ است که از خرداد تا تیر ۱۴۰۰ روی آنتن شبکه سه سیما رفت. این اثر تلویزیونی که ابتدا با نام موقت «میجان» شناخته میشد، به دلیل مشکلات دوران پاندمی کرونا و تغییرات کادر تولید با نام جدید به خانههای مردم راه یافت. موسیقی خاطرهانگیز و تیتراژ این مجموعه با صدای فریدون آسرایی، فضایی دلنشین و متناسب با جغرافیای شمال کشور به کار بخشید تا مخاطب از همان ابتدا با فضایی سینمایی روبهرو شود.
فضاسازی بومی، استفاده از لوکیشنهای بکر روستایی و پرداختن به بستر التهابات پیش از انقلاب، از ویژگیهایی است که این اثر را به یکی از گزینههای پربحث سالهای اخیر تلویزیون تبدیل کرد.


ماجرا از روزهای منتهی به انقلاب اسلامی در روستایی سرسبز در خطه گیلان آغاز میشود. جوانی مجروح و تحت تعقیب به صورت ناشناس وارد روستا میشود و دختری به نام میجان به همراه نامادریاش تصمیم میگیرند او را در کلبهای دورافتاده پنهان کنند. با آشکار شدن هویت این جوان به عنوان یک مبارز سیاسی، سایه تهدیدهای ساواک بر سر روستا گسترده میشود و اتفاقات زنجیرهواری رقم میخورد که آرامش اهالی را به هم میریزد.
این اثر تلاش میکند در کنار به تصویر کشیدن روابط عاطفی و بومی، دلهرههای روزهای مبارزه را به خانههای مخاطبان بیاورد. پیوند خوردن سرنوشت آدمها با حوادث روزگار و فرازونشیب عواطف انسانی در بستر تاریخ، یادآور آثار ماندگار دیگری همچون سریال لحظه گرگ و میش است؛ اثری که با محوریت زندگی دختری از دهه شصت و بازگشت غیرمنتظره نامزد مفقودالاثرش، ابعاد تازهای از عواطف و تصمیمهای انسانی را به تصویر میکشد.
| بازیگر | نقش |
|---|---|
| سام قریبیان | برزو خان |
| فرخ نعمتی | خان بزرگ |
| حسام محمودی | دامون (امیر) |
| رزیتا غفاری | ناز بانو |
| سید مهرداد ضیایی | نادر |
| آشا محرابی | فرح (فرنگیس) |
| مریم بوبانی | تایه |
| حمید ابراهیمی | سیروس |
| شیوا ابراهیمی | ماهگل |
| سودابه بیضایی | شیرین |
| سیاوش چراغیپور | طبیب |
| خشایار راد | سروان ثابتی |
| رضا جوشنی | خلیل |
| رؤیا حسینی | میجان |
| محبوبه اسدی | گلصنم |
| مهرنوش مقیمی | صغری |
| یاسمن جعفری | نسیبه |
| ساقی زینتی | رمال |
| فریده دریامج | ملوک دلاک |
بررسی این اثر نشان میدهد که اثر با وجود جذابیتهای بصری و فضاسازی بومی، در لایههای ساختاری و فیلمنامه با نقاط قوت و ضعف متعددی روبهرو بوده است که کارشناسان رسانه را به واکنش واداشت.
یکی از انتقادهای جدی منتقدان به ساختار اثر، القای این تفکر است که برچیده شدن بساط خانخانی و نظام اربابرعیتی همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی رخ داده است. این در حالی است که از نظر تاریخی، زوال ساختار اربابرعیتی ریشه در تحولات اصلاحات ارضی و انقلاب سفید داشت و ارتباط مستقیمی با وقایع سال ۵۷ نداشت؛ خطایی که آثار موفق قبلی مانند «پس از باران» با دقت بیشتری از آن عبور کرده بودند.
منتقدان معتقدند بهرهگیری از خطوط فرعی عاشقانه به عنوان پسزمینه اتفاقات سیاسی، به کلیشهای تکرارپذیر در سریالسازی تلویزیون تبدیل شده است. درست مانند روندی که پیشتر در مجموعهای چون «کیمیا» دیدهایم، اینجا نیز انقلاب بیشتر به بستری برای پیشبرد روابط عاطفی بدل شده و ابعاد عمیقتر سیاسی و عقیدتی مبارزات به حاشیه رفته است؛ موضوعی که ظرفیتهای دراماتیک اثر را محدود کرده و آن را از تبدیل شدن به یک اثر تمامعیار دور ساخته است.
سریال تاریخی «کلبه ای در مه» با تمام قوتها در زمینه کارگردانی بومی و بازیهای قابل قبول و همچنین ضعفها در پرداخت دقیق تاریخی، تجربهای متفاوت از نمایش روزهای گذشته را ارائه داد. این اثر توانست طیف وسیعی از مخاطبان علاقهمند به درامهای بومی و خانوادگی را پای صفحه تلویزیون بنشاند.