داستان سریال
کشف تصادفی معجونی جادویی و جستجوی گنجی کهن، دو خانواده امروزی را در دالانهای زمان پرتاب میکند؛ سفری پرماجرا به دوره قاجار و ساسانی که مواجهه با اجداد قدیمی را به معرکهای کمدی و دیدنی تبدیل میکند.


کشف تصادفی معجونی جادویی و جستجوی گنجی کهن، دو خانواده امروزی را در دالانهای زمان پرتاب میکند؛ سفری پرماجرا به دوره قاجار و ساسانی که مواجهه با اجداد قدیمی را به معرکهای کمدی و دیدنی تبدیل میکند.
چگونه میشود با گامی ناخواسته، مرز سدهها را پیمود و از جنجال خیابانهای امروز به تالارهای پررمزوراز گذشته پرتاب شد؟ سریال «مسافر زمان» روایتی خیالی و سرگرمکننده از سفر به دالانهای تاریخ است؛ جایی که مواجهه آدمهای معاصر با نیاکانشان، بستر ماجراهایی پرفرازونشیب و طنزآمیز میشود.
مجموعه تلویزیونی «مسافر زمان» به کارگردانی مسعود نوابی، یکی از تلاشهای متفاوت رسانه ملی در دهه هشتاد برای ورود به ژانر علمیتخیلی و کمدی-تاریخی به شمار میرود. فصل نخست این اثر در سال ۱۳۸۲ به تهیهکنندگی داوود اجاقلو از شبکه دو سیما روی آنتن رفت و به دلیل ساختار متفاوت و بهرهگیری از جلوههای ویژه میدانی و تصویری، مورد توجه بینندگان قرار گرفت. موفقیت این ایده سبب شد تا فصل دوم آن نیز با فاصلهای چند ساله در سال ۱۳۸۷ تولید و در بهار ۱۳۸۸ پخش شود.
سازندگان اثر برای بازسازی فضاهای قدیمی، بخشهای مهمی از سکانسها را در شهرک سینمایی غزالی و لوکیشنهای طبیعی شهرستانهای نائین و نطنز تصویربرداری کردند. ساخت دکورهای اختصاصی و استفاده از تروکاژهای تصویری در زمان ضبط، از ویژگیهای فنی این مجموعه برای تجسمبخشی به فرآیند جابهجایی زمان بود.


داستان فصل اول با تصادف غیرمنتظره ارسلان، دانشجوی ادبیات، با دختری به نام مینا آغاز میشود. این رویداد ساده، ارسلان را به خانه مینا میکشاند؛ جایی که برادر او، بیژن، مجذوب آزمایشهای کیمیاگری است. بیژن به ترکیبی دست مییابد که قادر است آدمها را در جابهجایی زمانی پیش ببرد. با ورود خواستگار دیگری به نام بهروز و مواجهه او با ارسلان، این ترکیب دستساز اتفاقی نوشیده میشود و آنها را به عصر قاجار میفرستد؛ جایی که دیدار با اجداد قدیمی، سرآغاز کشمکشها و موقعیتهای غیرمنتظره است.
در فصل دوم، روایت بر زندگی ناهید و هوشیار تمرکز دارد. شرط اصلی برای آغاز زندگی مشترک آنها، فروش خانه قدیمی پدر هوشیار است. اما پدر با این پیشنهاد مخالفت میکند، چرا که باور دارد گنجینهای خانوادگی از دوران باستان در دل خانه یا حوالی آن پنهان شده است. جستجو برای یافتن این گنج، پای خانواده را به غاری باستانی میکشاند و ناگهان آنها را به دوران شاهنشاهی ساسانی منتقل میکند.
| بازیگر | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
| شهرام پوراسد | ارسلان | دانشجوی تاریخ و نامزد مینا |
| شمسی فضلالهی | – | مادربزرگ ارسلان |
| فخرالدین صدیقشریف | صادق ماندگار | پدر مینا و بیژن |
| زهره حمیدی | میترا | مادر مینا و بیژن |
| صبا کمالی | مینا ماندگار | دانشجوی ادبیات و نامزد ارسلان |
| حامد کلاهداری | بیژن | نابغه شیمی – سازنده معجون زمان |
| علیرضا خمسه | آقای تقطقی | کیمیاگر و معجونساز – پدر بهروز |
| برزو ارجمند | بهروز تقطقی | خواستگار مینا و جاسوس ساواک |
| زویا امامی | خانم تقطقی | مادر بهروز |
| علی طالبلو | حیدر ملکی | دوست و همکار صادق ماندگار |
| مجید مشیری | تیمسار مستوفیان | مامور بلندپایه ساواک |
| محمدرضا نوروزیفر | تیمسار حامدی | زیردست مستوفیان |
| سیامک اشعریون | – | دربان ساواک |
| علیرضا خمسه | طبیبالممالک | پزشک و معجونساز – جد بزرگ آقای تقطقی |
| مجید مشیری | رئیس نظمیه | جد بزرگ تیمسار مستوفیان |
| بهزاد فراهانی | ناصرالدینشاه | – |
| هاشم روحانی | کریم شیرهای | ملازم ناصرالدینشاه |
| بهجت عطار | – | عطار نابینا |
| مهدی فقیه | نانوا | – |
| امید آهنگر | شاگرد نانوا | – |
| میترا تبریزی | زنی در سفارت انگلیس | – |
| علیرضا خمسه | میرزا طبیب کتابچی | عطار و پدر آقای تقطقی |
| مجید مشیری | سروان محمود مستوفیان | رئیس شهربانی |
| کاظم افرندنیا | – | راننده کامیون |
| بازیگر | نقش | توضیح |
|---|---|---|
| علی دهکردی | اردشیر | – |
| نیما فلاح | هوشیار | بهرام چوبینه |
| زیبا بروفه | ناهید | نامزد هوشیار |
| جعفر دهقان | اشکبوس | – |
| اسماعیل محرابی | پدر هوشیار | – |
| عبدالرضا اکبری | گشتاسب | – |
| کاظم افرندنیا | گنجور | – |
| رامین ناصرنصیر | فریدون | دستیار اردشیر |
| مهدی صبایی | قباد | دستیار اردشیر |
| مائده طهماسبی | مرجان و شیریندخت | مادر ناهید |
| پردیس افکاری | همسر گنجور | – |
| سودابه بیضایی | پریدخت | – |
| ولیالله مؤمنی | پیروز | – |
| زهره صفوی | مادر اردشیر | – |
| ناصر گیتیجاه | نگهبان مرکز میراث | – |
| ابراهیمآبادی | استاد دانشگاه | – |
| منوچهر علیپور | وحید | کارگردان |
| رامین نعمتی | حمید | دستیار کارگردان |
| گیتی معینی | همسر نگهبان مرکز میراث | – |
الگوی جابهجایی زمان همواره ظرفیت بالایی برای خلق موقعیتهای کمدی و هیجانانگیز دارد. آثار جهانی برجستهای با اتکا به همین ایده ساخته شدهاند، اما موفقیت در اجرای آن نیازمند فضاسازی باورپذیر و دقت در جزئیات تاریخی است. بررسی عملکرد دو فصل «مسافر زمان» نشان میدهد که این مجموعه در کنار لحظات سرگرمکننده، با فرازونشیبهای کیفی متعددی همراه بوده است.
فصل اول سریال به دلیل تازگی سوژه و تعادل نسبی میان طنز و جدی، عملکرد قابلقبولی ارائه داد. ارجاع داستان به دوره قاجار به دلیل آشنایی بیشتر مخاطب با این مقطع و امکانات مناسبتر لوکیشنها، خروجی تصویری روانتری ایجاد کرد. با این حال، تکیه بیش از حد به تکنیکهای ساده تصویری در برخی صحنهها از یکدستی کار میکاست.
انتخاب عصر ساسانیان برای فصل دوم یک ریسک بزرگ محسوب میشد؛ زیرا نمایش دوره باستان در تصویر نیازمند بودجه سنگین، معماری باشکوه و طراحی لباس دقیق است. ضعف در بازسازی جلال و جبروت معماری آن دوران سبب شد که برخی سکانسهای زمان باستان کمحجم و ساختگی به نظر برسند. همچنین بیان دیالوگهای تاریخی برای برخی بازیگران دشوار بود و روان بودن اجراها را تحت تأثیر قرار میداد.
نقاط اوج سریال را باید در بخشهای مربوط به حضور شخصیتهای باستانی در دنیای معاصر جستجو کرد. بازی جعفر دهقان در نقش «اشکبوس» یکی از نقاط عطف فصل دوم است. تقابل این شخصیت با مظاهر زندگی امروزی، خرید لباس، ورود به شهربازی و واکنش او به سینما، موقعیتهای کمدی موفقی را خلق کرد که مخاطب را به خوبی راضی نگه میداشت.
سریال «مسافر زمان» تجربهای شجاعانه در ساخت مجموعههای تخیلی و سرگرمکننده برای مخاطب ایرانی است. با وجود نقدها به فضاسازی بخشهای تاریخی در فصل دوم، این اثر توانست لحظات مفرحی را برای بینندگان رقم بزند و گامی متفاوت در کارنامه سازندگانش باشد.
اگر به تماشای قصههایی با مضمون سفر در زمان و تقابل فرهنگهای گذشته و امروز علاقه دارید، تماشای این مجموعه میتواند خاطرهانگیز و لذتبخش باشد. شما میتوانید هماکنون این سریال دیدنی را از رسانه پخش فیلم با کیفیت عالی دریافت کرده و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.



































































