داستان سریال
سال ۱۳۵۸؛ «نجلا» بهای عشق را عبور از مرزهای ملتهبِ پیش از جنگ و رسیدن به زیارت اربعین تعیین میکند. این شرط جنونآمیز، آغازگر سفری نفسگیر و مرگبار میشود.
سال ۱۳۵۸؛ «نجلا» بهای عشق را عبور از مرزهای ملتهبِ پیش از جنگ و رسیدن به زیارت اربعین تعیین میکند. این شرط جنونآمیز، آغازگر سفری نفسگیر و مرگبار میشود.
خون، باروت، و زنی که بهای تصاحب قلبش، عبور از دروازههای مرگ است! در کوچههای تفتیده و پرالتهاب خوزستانِ سال ۱۳۵۸، جایی که سایه شوم جنگ لحظهبهلحظه روی سر شهر سنگینی میکند، یک عاشقانه ناآرام درست در نقطه صفر مرزی متولد میشود. وقتی «عَبِد» (با بازی جسورانه حسام منظور) تمام هستیاش را برای بهدست آوردن عشق مغرور و رازآلودی به نام «نجلا» روی میز قمار میگذارد، نمیداند که باید از میان تونلهای مرگبار استخبارات بعثی و مسیر خونین «اربعین سرخ» عبور کند. این داستانِ تلاقی عشق و جنون در دل آتش است؛ جایی که سارا رسولزاده و محیا دهقانی، راوی ویرانی و بلوغ زنی میشوند که معادلات جنگ و قلب یک مرد را برای همیشه به هم میریزد…
در میان غبار غلیظ روزهای پرالتهاب جنوب، جایی که بوی خاک بارانخورده با بوی تند باروت گره میخورد، قصهای متولد میشود که مرزهای عشق و جنون را به چالش میکشد. این مجموعه ایرانی تنها یک اثر سرگرمکننده نیست؛ بلکه بوم نقاشی ملتهبی است که روی آن، زنی مقتدر و مردی عاشق، در تقاطع یکی از خونینترین رویدادهای تاریخ معاصر خاورمیانه، بر سر جان خود قمار میکنند. فضاسازی پرتبوطاب، دلهرههای مدام و احساساتی که در بستر جنگ جوانه میزنند، این مجموعه را به تجربهای پرکشش در قاب تلویزیون تبدیل کرده است.
این درام تاریخی و عاشقانه، اثری به کارگردانی خیرالله تقیانیپور و تهیهکنندگی سعید سعدی است که تلاش کرد تا پیوندی عمیق میان یک روایت کلاسیک و روزهای آغازین دفاع مقدس ایجاد کند. فیلمنامه که با قلم مهدی حمزه (در فصل نخست) و سید حسین امیرجهانی (در فصل دوم) به نگارش درآمده، دوربین خود را از آپارتمانهای پایتخت خارج کرده و به دل لوکیشنهای بکر، شرجی و دشوار جنوب کشور از جمله آبادان، خرمشهر و شادگان برده است.
فصل اول این مجموعه در پاییز ۱۳۹۹ روی آنتن شبکه سه سیما رفت و توانست با ارائه اتمسفری نو، مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند. موفقیت ایده اولیه باعث شد تا سازندگان، فصل دوم آن را در ۳۶ قسمت برای پخش در ایام نوروز و ماه رمضان سال ۱۴۰۱ آماده کنند. اثری که کوشید علاوه بر حفظ رگههای دراماتیک، راوی مقاومتهای مردمی در روزهای تلخ تجاوز حزب بعث به خاک خوزستان باشد.

سال ۱۳۵۸ است؛ جنوب ایران در تبوتاب روزهای پس از انقلاب میسوزد و سایه شوم تحرکات مرزی، آرامش شهر را میبلعد. در این میان، دختری مغرور و رازآلود، در برابر ابراز علاقه مردی جسور به نام «عَبِد»، شرطی دیوانهوار میگذارد. او قلبش را تنها در صورتی میسپارد که این مرد بتواند او را در آن اوضاع بهشدت ناامن، از مرزهای پرخطر ایران و عراق عبور داده و به زیارت «اربعین سرخ» برساند؛ اربعینی که در آن، استخبارات رژیم بعث با بیرحمی تمام، زائران را به خاک و خون میکشد.
این شرط هولناک، آغازگر یک سفر جادهای و پرتعلیق میشود. عبور این دو نفر از میان کمینگاههای دشمن، خیانتها و مخمصههای مرگبار، شاکله اصلی قصه را میسازد. در فصل دوم، داستان از یک سفر زیارتی فراتر رفته و با آغاز رسمی جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، قهرمانان قصه در کانون بمبارانها و نبردهای خیابانی رها میشوند. در این مسیر پرفراز و نشیب، چهره کاراکتر اصلی زن نیز تغییر میکند؛ سارا رسولزاده که در فصل اول با نگاههای نافذش به این شخصیت جان بخشیده بود، جای خود را به محیا دهقانی میدهد تا راوی بلوغ، دردها و ویرانیهای درونی یک انسان در دل جنگ باشد.
| بازیگر | نقش |
|---|---|
| حسام منظور | عبد دشتی |
| سارا رسولزاده | نجلا (فصل اول) |
| محیا دهقانی | نجلا (فصل دوم) |
| آزیتا حاجیان | سلیمه |
| ملیکا شریفینیا | شیرین |
| هدایت هاشمی | عدنان |
| سیدمهرداد ضیایی | شیخ ابراهیم |
| سوگل طهماسبی | ثریا |
| مصطفی ساسانی | عطا |
| جواد پورزند | عمو اکبر |
| علی غابشی | جابر |
| امین میری | عامر |
| مرتضی شاهکرم | مصطفی |
| وحید نفر | امجد |
| ابتسام بغلانی | – |
| عباس خلف زاده | رضا |
| عبدالرضا نصاری | ابویحیی |
| یاسمین بدوی | آسیه |
| محمود بیاتی | منصور |
| بدرالسادات برنجانی | صغری |
| ابراهیم گلهدارزاده | سروان محبی |
| محسن پوشانی | شعبان |
| محسن سلیمانی | صمدی |
| سجاد دیرمینا | احمد |
| عنوان | مشخصات |
|---|---|
| نویسنده | مهدی حمزه، سید حسین امیرجهانی، هادی قربانی |
| کارگردان | خیرالله تقیانیپور |
| موسیقی پایان | مهدی یغمایی (فصل اول) عرفان طهماسبی (فصل دوم) |
| کشور سازنده | ایران |
| زبان اصلی | فارسی |
| تعداد فصلها | ۲ فصل |
| شمار قسمتها | ۱۷ قسمت (فصل اول) / ۳۶ قسمت (فصل دوم) |
| تهیهکننده | سعید سعدی |
| فیلمبرداری | هادی حسینی پویا |
| تدوینگر | مهدی سعدی |
| شرکت تولیدکننده | مؤسسهٔ سینمایی فدک فیلم |
| شبکهٔ اصلی | شبکه سه سیما |
| انتشار | ۱۷ مهر ۱۳۹۹ – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ |
هر اثری که جسارت نزدیک شدن به تاریخ پرخون خوزستان و فرهنگ غنی مردم عربزبان جنوب را داشته باشد، ناگزیر زیر تیغ تیز نگاه منتقدان و مخاطبان محلی قرار میگیرد. بررسی بازخوردها نشاندهنده یک دوگانگی عمیق است؛ این مجموعه تلویزیونی از یک سو برای خلق تصاویر واقعی از دشمن بعثی و وفاداری به اتمسفر جنگ تحسین میشود و از سوی دیگر، به دلیل لغزشهای زبانی و حفرههای فیلمنامه، آماج تندترین انتقادات قرار میگیرد.

فصل دوم این اثر بیش از آنکه صرفاً یک داستان عاشقانه بماند، به یک ادای دین تصویری به مقاومت مردم جنوب تبدیل میشود. یکی از بزرگترین دستاوردهای تقیانیپور، شکستن کلیشههای رایج سریالهای دفاع مقدس است. دشمنان در این روایت، احمق و دستوپلفتی نیستند. کاراکترهایی مانند «عدنان» و ژنرالهای عراقی، باهوش، بیرحم و پیچیده طراحی شدهاند که همین امر، ارزش مقاومت و رنج قهرمانان داستان (بهویژه عبد و عطا در اردوگاههای اسارت) را صدچندان میکند.
همچنین، خطکشیهای مطلقی بین ملیتها دیده نمیشود. نمایش کاراکترهای عراقیِ ضدبعث مانند «عباس» و «سلیمه» که در کنار ایرانیان میایستند، نشان از نگاهی پختهتر به پدیده جنگ دارد. در کنار این فضای تاریک و خشن، حضور شخصیت شیرینی مثل «عطا» به عنوان عنصر طنز (Comic Relief)، توازن خوبی به اتمسفر سنگین داستان بخشیده و مانع از پسزدگی مخاطب عام شده است.
علیرغم فضاسازی قابلقبول، وقتی با عینک تخصصی به ساختار فیلمنامه نگاه میکنیم، ضعفهای بنیادینی خودنمایی میکنند. بسیاری از منتقدان معتقدند فصل اول به دلیل تازگی سوژه و حضور یک قهرمان زنِ کنشگر، ساختاری منسجمتر داشت. اما در فصل دوم، پراکندگی داستان و عدم تشخیص درست مسیر قهرمان، به ضربآهنگ کار لطمه زده است.
شخصیتپردازی کاراکتر اصلی زن در فصل دوم دچار تناقضات جدی است. تغییر رفتارها و رویگردانیهای بیدلیل او از عبد، مخاطب را سردرگم میکند و از همه مهمتر، وجهه «مادرانگی» او که باید در بحبوحه جنگ به اوج میرسید، به شکلی عجیب کمرنگ شده است. از منظر منطق دراماتیک نیز، حضور آزادانه افسر ارشد استخبارات (عدنان) در خاک ایران یا درگیریهای مسلحانه علنی مزدوران در بیمارستانهای داخلی در آن برهه تاریخی، با واقعیات امنیتی آن زمان همخوانی چندانی ندارد.

در نهایت باید اعتراف کرد که این سریال دفاع مقدس با تمام پستیها و بلندیهایش، یک گام رو به جلو برای تلویزیون در زمینه روایت قصههای خارج از فضای بسته شهری محسوب میشود. جسارت نزدیک شدن به واقعه هولناک «اربعین سرخ» و نمایش عریان سختیهای اردوگاههای اسرای ایرانی در عراق، نیازمند شجاعتی بود که تیم سازنده آن را به خرج دادند. با این حال، فقدان حضور مشاوران مسلط به فرهنگ دقیق منطقه و همچنین ضعف در انسجام فیلمنامه در نیمه دوم داستان، باعث شد تا این پتانسیل عظیم به یک شاهکار بینقص و ماندگار تبدیل نشود.
اکنون نوبت شماست؛ آیا شما هم با منتقدان در خصوص افت کیفیت داستان در فصل دوم موافقید؟ به نظر شما تعویض بازیگر نقش اصلی چه تاثیری بر ارتباط حسی شما با این شخصیت داشت؟ نظرات، تجربیات و نقدهای خود را در بخش دیدگاهها برای ما بنویسید تا با هم به بحث و تبادل نظر درباره این درام جنگی و عاشقانه بپردازیم.
این اثر روایتی پرالتهاب در سال ۱۳۵۸ و روزهای آغازین جنگ تحمیلی است. قصه حول محور مردی به نام «عَبِد» میچرخد که عاشق دختری دورگه (ایرانی-عراقی) میشود. دختر برای پذیرش این عشق، شرطی مرگبار و خطرناک میگذارد: عبد باید او را در اوج ناامنیهای مرزی و تهدیدات استخبارات بعث، از مرز عبور داده و به زیارت اربعین سرخ در کربلا ببرد. این شرط، آغازگر یک سفر پرماجرا و گره خوردن سرنوشت آنها با جنگ میشود.
تغییر بازیگر یکی از پرحاشیهترین اتفاقات این مجموعه بود. در فصل اول، سارا رسولزاده این نقش را ایفا میکرد، اما به دلیل تداخل کاری و حضور در پروژهای دیگر (سریال خونسرد)، نتوانست با تیم تولید در فصل دوم همراه شود. به همین دلیل، کارگردان محیا دهقانی را جایگزین وی کرد که با وجود نقدهای اولیه، توانست به خوبی از پس جنبههای دراماتیک این نقش در دوران جنگ برآید.
هسته اصلی داستان یعنی عشق عبد و شرط سفر، یک قصه کاملاً تخیلی و دراماتیک است که توسط نویسندگان خلق شده. با این حال، بستر تاریخی و جغرافیایی اثر کاملاً واقعی است. وقایعی مانند فعالیتهای استخبارات عراق، بمبارانهای ابتدایی خوزستان، مقاومت مردم بومی خرمشهر و آبادان و همچنین شرایط سخت اردوگاههای اسرای ایرانی، همگی بر اساس مستندات و رویدادهای حقیقی تاریخ معاصر ایران به تصویر کشیده شدهاند.
این مجموعه تلویزیونی در دو فصل تولید و از شبکه سه سیما پخش شد. فصل اول که بیشتر به مقدمات جنگ و سفر اربعین میپردازد شامل ۱۷ قسمت است. فصل دوم که با بودجهای بیشتر و پروداکشن عظیمتری در نوروز و رمضان ۱۴۰۱ پخش شد، داستان اسارت و جنگ را در ۳۶ قسمت روایت میکند.
این نام ریشهای عربی دارد و در لغت به معنای «زنی با چشمان درشت و زیبا» است. انتخاب این اسم هوشمندانه بوده، زیرا هم با اصالت عربی-جنوبی شخصیت داستان همخوانی دارد و هم به ویژگیهای ظاهری و نگاههای نافذ این کاراکتر (به ویژه در فصل اول) اشاره میکند.
تا این لحظه هیچ خبر رسمی و موثقی از سوی تهیهکننده (سعید سعدی) یا شبکه پخشکننده مبنی بر ساخت فصل سوم منتشر نشده است. با توجه به سرانجام رسیدن خطوط اصلی داستان و سرنوشت کاراکترها در قسمت پایانی فصل دوم، به نظر میرسد پرونده این روایت عاشقانه و جنگی به طور کامل بسته شده باشد.
فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: