

برای متولدین دهههای ۵۰ و ۶۰، چهره معصوم و آرام «سارا» در سریال محبوب «در قلب من» (پخش شده در سال ۱۳۷۷)، بخشی جداییناپذیر از خاطرات تلویزیونی است. حالا با گذشت نزدیک به سه دهه، رزیتا غفاری بار دیگر با گریمی متفاوت و در نقشی سنگین، جلوی دوربین رفته است تا نشان دهد گذر زمان تنها بر پختگی هنر او افزوده است.
در ادامه نگاهی میاندازیم به مسیر هنری این بازیگر، تغییر چهره او در ۵۲ سالگی و نقشآفرینی جدیدش در شبکه نمایش خانگی.
از دختر جوان دهه هفتاد تا بانوی باوقار سینما؛ رزیتا غفاری کیست؟
رزیتا غفاری که در ۲۷ دی ماه سال ۱۳۵۱ در تهران چشم به جهان گشود، مسیری حرفهای و آکادمیک را برای ورود به دنیای هنر انتخاب کرد. او فارغالتحصیل رشته کارگردانی سینما است و برخلاف بسیاری که تنها به بازیگری بسنده میکنند، دستی بر آتش کارگردانی نیز دارد.
شاید جالب باشد بدانید که غفاری علاوه بر بازیگری، یکی از اعضای فعال «آسیفای ایران» (انجمن بینالمللی فیلمسازان انیمیشن) است و تجربه کارگردانی چندین فیلم کوتاه انیمیشن را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده است. این پیشینه نشان میدهد که او با زبان تصویر و قاببندی، آشنایی عمیقی دارد.
بازگشت متفاوت با «بامداد خمار»؛ رونمایی از نقش افتخارالملوک


تصویری که به تازگی از رزیتا غفاری منتشر شده و توجه بسیاری را در شبکههای اجتماعی جلب کرده، مربوط به حضور او در سریال پرمخاطب «بامداد خمار» است. او در ۵۲ سالگی، با چهرهای که وقار و تجربه در آن موج میزند، ایفاگر نقش «افتخارالملوک» (مادر کاراکتر سودابه) است.
این انتخاب نقش نشاندهنده گذار هوشمندانه غفاری از نقشهای دختران جوان به کاراکترهای مادرانه، قدرتمند و تاثیرگذار در درامهای تاریخی و اجتماعی است. گریم سنگین و لباسهای دوره قاجار/پهلوی در این سریال، چهرهای کاملاً جدید از بازیگر نقش سارای سریال «در قلب من» به نمایش گذاشته است.
داستان سریال بامداد خمار؛ روایتی از عشق و رسوایی
سریال «بامداد خمار» که این روزها در شبکه نمایش خانگی در حال پخش است، اقتباسی آزاد از یکی از مشهورترین رمانهای عاشقانه معاصر ایران است. داستان این سریال، مخاطب را به دلِ تضادهای طبقاتی و عشقهای ممنوعه میبرد.
ماجرا حول محور دختری به نام محبوبه میچرخد؛ دختری از خانوادهای سرشناس و اعیاننشین در تهران قدیم. زندگی آرام محبوبه زمانی طوفانی میشود که او دل به رحیم میبازد؛ شاگرد نجاری که از نظر طبقه اجتماعی، فرسنگها با او فاصله دارد.
این عشق، از نگاه خانواده محبوبه لکهی ننگی بر پیشانی خاندان و از نگاه جامعه آن روزگار، وصلهای ناجور است. اما محبوبه در یک عصیان عاشقانه، تمام سنتهای پوسیده را به چالش میکشد و برای اثبات عشقش، وارد جنگی تمام عیار با خانواده و سرنوشت میشود. حضور رزیتا غفاری در نقش مادر در چنین فضایی، وزن دراماتیک داستان را دوچندان کرده است.


