داستان فیلم
«روایتی از یک عشق جنونآمیز که مرزهای عقل را درمینوردد؛ وحید در اقدامی نامتعارف، معشوقهای را که در کما خفته است به عقد خود درمیآورد. این پیوند خاموش، سرآغاز طوفانی از حوادث پیچیده میشود که گذشته و آینده شخصیتها را به چالش میکشد.»
«روایتی از یک عشق جنونآمیز که مرزهای عقل را درمینوردد؛ وحید در اقدامی نامتعارف، معشوقهای را که در کما خفته است به عقد خود درمیآورد. این پیوند خاموش، سرآغاز طوفانی از حوادث پیچیده میشود که گذشته و آینده شخصیتها را به چالش میکشد.»
گاهی عشق آنقدر داغ است که میسوزاند و گاهی آنقدر سرد که منجمد میکند. فیلم یادگار جنوب روایتگر عشقی است که در کما فرو رفته، اما تاوانش را بیداران پس میدهند.
فیلم سینمایی یادگار جنوب که در بازارهای جهانی با عنوان «نام من عشق است» (A Relic of the South) شناخته میشود، دومین تجربه کارگردانی مشترک حسین امیری دوماری و پدرام پورامیری پس از موفقیت چشمگیر فیلم «جاندار» است. این اثر که در بستر سینمای اجتماعی با رگههایی از تریلر روانشناختی روایت میشود، محصول سال ۱۴۰۱ است و توانسته توجه منتقدان و مخاطبان جدی سینما را به خود جلب کند.
سازندگان این اثر که پیشتر با نگارش فیلمنامه سریال پربیننده «یاغی» و همکاری در «شنای پروانه» (همراه محمد کارت) مهارت خود را در قصهگویی پرکشش ثابت کرده بودند، نشان دادهاند که در خلق جهانهای متفاوت تبحر دارند؛ چه زمانی که در فیلم صددام ماجرای دلهرهآور و کمدیِ بدل یک دیکتاتور در تهران را به تصویر میکشند و چه در اینجا که به سراغ سوژهای رفتهاند که مرز باریک میان شیدایی و جنون را نشانه گرفته است.
یادگار جنوب به تهیهکنندگی مجتبی رشوند و به صورت کاملاً مستقل در بخش خصوصی تولید شده و یکی از پربازیگرترین آثار چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر محسوب میشود. گریمهای سنگین و ساختارشکن، بهویژه چهرهپردازی متفاوت صابر ابر، در کنار بازیهای درخشان ستارگانی چون الناز شاکردوست، وحید رهبانی و پژمان جمشیدی، این درام معمایی را به اثری تبدیل کرده که نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

هسته مرکزی داستان حول شخصیت «وحید» (با بازی وحید رهبانی) میچرخد؛ مردی که عشقی دیوانهوار و شاید بیمارگونه را در سینه دارد. تراژدی زمانی رقم میخورد که معشوق او، «شیدا»، در کما است. وحید با وجود این وضعیت، تصمیم میگیرد با او ازدواج کند؛ تصمیمی که آغازگر گرههای کور داستان است. او زندگیاش را وقف پرستاری از کالبد بیجانِ روی تخت کرده و در برزخی خودساخته گرفتار شده است.
اما ماجرا به همین سادگی نیست. ورود «رعنا» (با بازی الناز شاکردوست) که یک کارگر جنسی است، معادلات را برهم میزند. وحید تلاش میکند رعنا را شبیه به عشق از دسترفتهاش بازسازی کند؛ از نوع پوشش تا آداب غذا خوردن. این رفتار که بیشتر شبیه به برنامهنویسی یک ربات است تا یک رابطه انسانی، لایههای تاریک شخصیت وحید را برملا میکند. در این میان، حضور «صالح» (برادر شیدا با بازی پژمان جمشیدی) و زنی مقتدر به نام «حرا» (سحر دولتشاهی)، اضلاع دیگر این مربعِ عشق و انتقام را تکمیل میکنند. فیلم با بهرهگیری از روایت غیرخطی، آرامآرام پرده از رازی بزرگ برمیدارد؛ رازی که نشان میدهد انتقام، محرک اصلی این بازی خونین است.
| نام بازیگر | نقش |
|---|---|
| الناز شاکردوست | رعنا |
| وحید رهبانی | وحید |
| پژمان جمشیدی | صالح |
| مسعود کرامتی | عمو حیدر |
| سحر دولتشاهی | حرا |
| صابر ابر | صاحب کار رعنا |
| ساناز سعیدی | – |
| عنوان | اطلاعات |
|---|---|
| کارگردان | حسین امیری دوماری، پدرام پورامیری |
| تهیهکننده | مجتبی رشوند |
| نویسنده | حسین امیری دوماری، پدرام پورامیری |
| موسیقی | بامداد افشار |
| فیلمبردار | میلاد پرتوی |
| تدوینگر | پویان شعلهور |
| توزیعکننده | شایسته فیلم، فیلیمو (اکران آنلاین) |
| تاریخهای انتشار | بهمن ۱۴۰۱ (فجر)، ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ۲۵ مهر ۱۴۰۳ (اکران آنلاین) |
| مدت زمان | ۱۰۱ دقیقه |
| کشور | ایران |
| زبان | فارسی |
| فروش گیشه | ۱۲٬۵۴۲٬۸۲۹٬۰۰۰ تومان |
این اثر جنجالی که جزئیات تولید و لیست کامل عوامل آن در صفحه ویکی پدیای فیلم یادگار جنوب نیز بازتاب داشته، نظرات متفاوتی را برانگیخته است. گروهی جسارت کارگردانان در انتخاب فرم روایی پیچیده و فضاسازی متفاوت را ستایش میکنند و گروهی دیگر، فیلمنامه را شلخته میدانند. اما آنچه انکارناپذیر است، تلاش سازندگان برای خلق یک «عاشقانه جنونآمیز» است که در سینمای محافظهکار ایران، غنیمت محسوب میشود.
دوماری و پورامیری در دومین گام بلند سینمایی خود، مسیرهای امن را کنار گذاشته و به دل خطر زدهاند. روایت غیرخطی فیلم اگرچه در ابتدا ممکن است مخاطب را به چالش بکشد (تا جایی که تماشاگر تصور کند وحید دو همسر دارد)، اما تمهیدی هوشمندانه برای القای این مفهوم است که «ماندن در گذشته، آینده را تباه میکند». انتخاب لوکیشنها در تهران، گرمسار و قشم و دکوپاژهای خاص، اتمسفری سنگین و خفقانآور ایجاد کرده که با درونیات شخصیتها همخوانی کامل دارد.
بسیاری از تحلیلگران سینما بر این باورند که موتور محرکه فیلم، عشقی است که اصلاً وجود خارجی ندارد. ما معشوق (شیدا) را تقریباً نمیبینیم و فقط تصویری محو از او داریم. وحید نیز بیشتر از آنکه عاشق باشد، بیماری است که میخواهد مالکیت خود را بر یک انسان دیگر (رعنا) تحمیل کند. او رعنا را مجبور میکند که با دست خاصی غذا بخورد یا چاشنی غذایش را تغییر دهد؛ رفتاری که هیچ شباهتی به عشق انسانی ندارد. همین عدم تعادل روانی، شخصیت وحید را پیچیده و چندبعدی کرده است.

تیم بازیگری بدون شک برگ برنده اصلی فیلم است. وحید رهبانی در نقش عاشقی روانرنجور، بازی کنترلشده و دقیقی ارائه میدهد. الناز شاکردوست در نقش رعنا، زنی که قربانی بازی مردان شده، حس همدردی مخاطب را برمیانگیزد و پژمان جمشیدی با فاصله گرفتن از نقشهای کمدی، شمایلی جدی، خشن و انتقامجو از خود به نمایش میگذارد. اما شگفتی اصلی، گریم و بازی صابر ابر است که شاید تا تیتراژ پایانی، بسیاری از مخاطبان متوجه حضور او نشوند.
با وجود اینکه «یادگار جنوب» حاصل تفکر مشترک دو کارگردان است، اما خروجی کار چنان منسجم و یکدست از آب درآمده که نشاندهنده هماهنگی عمیق و سابقه همکاری طولانی میان دوماری و پورامیری است. هنرنمایی این زوج سازنده تنها به کارگردانی محدود نمیشود؛ بلکه هوشمندی آنها در چینش تیم بازیگری، به یکی از ستونهای اصلی موفقیت فیلم تبدیل شده است. بارزترین نمونه این جسارت، اعتماد به «وحید رهبانی» برای ایفای نقش پیچیده و پرچالش وحید بود؛ انتخابی که اگرچه در ابتدا ریسک بزرگی به نظر میرسید، اما با اجرای قدرتمند رهبانی، به نقطه قوت انکارناپذیر اثر بدل شد.
«یادگار جنوب» تلاشی نافرجام برای احیای ملودرامهای قهرمانمحور دهه ۷۰ و ۸۰ است که به جای خلق تعلیق، در دام روایتی ازهمگسیخته میافتد. رابطه عاشقانه فیلم سرد و بیروح است و وحید رهبانی با وجود توانایی فنی، قربانی فیلمنامهای شده که عشق را با جنون اشتباه گرفته است. بازیهای کلیشهای الناز شاکردوست و لهجه ناموفق سحر دولتشاهی در کنار ریتم نامتوازن، فیلم را به اثری آشفته بدل کرده که حتی حضور ستارههایی مثل صابر ابر هم نمیتواند ضعفهای گریم و دکور را بپوشاند.
با وجود ویترینی از بازیگران توانا، نبود هدایت درست باعث شده با کاراکترهایی سرد و بیجان روبرو شویم که ظرفیتشان هدر رفته است. حتی تلاش پژمان جمشیدی برای فاصله گرفتن از کلیشههای همیشگی، زیر سایه تدوین شلخته و حذفهای ناموزون سکانسها گم شده و به چشم نمیآید. فیلم از نظر ریتم دچار لکنت است و با یک پایانبندی عجولانه و بیحس، به جای جمعبندی، مخاطب را در بلاتکلیفی رها میکند؛ تجربهای ناتمام که نه در روایت جسارت دارد و نه در اجرا عمق.
| رده (بخش) | نامزد | نتیجه |
|---|---|---|
| بهترین طراحی لباس | سارا سمیعی | برنده (سیمرغ بلورین) |
| بهترین صدابرداری و صداگذاری | علیرضا علویان و امیر نوبخت | برنده (سیمرغ بلورین) |
| بهترین نقش مکمل مرد | پژمان جمشیدی | دیپلم افتخار |
| بهترین فیلم | مجتبی رشوند | نامزدشده |
| بهترین کارگردانی / فیلمنامه | حسین دوماری و پدرام پورامیری | نامزدشده |
| بهترین نقش اول مرد | وحید رهبانی | نامزدشده |
| بهترین نقش اول زن | سحر دولتشاهی | نامزدشده |
| بهترین چهرهپردازی | مونا جعفری | نامزدشده |
| بهترین تدوین | پویان شعلهور | نامزدشده |
| بهترین فیلمبرداری | میلاد پرتو | نامزدشده |

در نهایت، این فیلم ایرانی قصهای از زخمهایی است که التیام نمییابند. شاید فیلمنامه و منطق روایی در لحظاتی دچار لکنت باشد و مخاطب را با سوالات بیپاسخ رها کند، اما تجربهای متفاوت در ژانر ملودرام است. فیلمی که نشان میدهد عشق و نفرت، دو روی یک سکهاند و گاهی برای رسیدن به آرامش، چارهای جز عبور کردن نیست. تماشای این اثر برای کسانی که به دنبال سینمای قصهگو با چاشنی معما و بازیهای درخشان هستند، تجربهای جذاب خواهد بود.
اگر میخواهید بدانید سرانجامِ عشقِ وحید به دختری در کما و سرنوشتِ رعنا در این بازی پیچیده به کجا میرسد، پیشنهاد میکنیم تماشای این اثر را از دست ندهید. شما میتوانید هماکنون نسخه کامل و رایگان فیلم سینمایی جذاب و پرستاره یادگار جنوب را با ترافیک نیمبها و بهترین کیفیت (Full HD) از طریق لینکهای مستقیم در سایت پخش فیلم دانلود کرده و به تماشای آنلاین این عاشقانه جنونآمیز بنشینید.
فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: