داستان سریال
در دهه ۸۰ میلادی، گروه تبهکاران ایرلندی وستی ها برای کسب قدرت در نیویورک با مافیای ایتالیایی وارد نبردی خونین میشوند؛ اما سایه تحقیقات افبیآی و اختلافات داخلی، امپراتوری آنها را به مرز فروپاشی میکشاند.
در دهه ۸۰ میلادی، گروه تبهکاران ایرلندی وستی ها برای کسب قدرت در نیویورک با مافیای ایتالیایی وارد نبردی خونین میشوند؛ اما سایه تحقیقات افبیآی و اختلافات داخلی، امپراتوری آنها را به مرز فروپاشی میکشاند.
نیویورکِ دهه ۸۰ میلادی؛ شهری که بوی خون، باروت و خیانت از کوچهپسکوچههای تاریکِ آن به مشام میرسد. در روزگاری که خانوادههای بزرگ مافیای ایتالیایی بر خیابانها سایه انداختهاند، یک گروه خشن، جاهطلب و بیباکِ ایرلندی-آمریکایی به نام «وستی ها» (The Westies) قواعد بازی قدرت را تغییر میدهند. این درام جنایی، با هنرنماییِ تام بریتنی، سارا بولگر و حضور جی. کی. سیمونز، شما را به قلب معادلات زیرزمینی و جنونِ گانگستری میبرد؛ داستانی برآمده از واقعیت، در دنیایی که برای بقا در آن، گاهی باید از شیاطین هم بیرحمتر بود.
محلههای تاریک نیویورک در دهه هشتاد میلادی، بوم نقاشیِ مناسبی برای به تصویر کشیدن جاهطلبی، خیانت و وفاداریهای متزلزل است. این مجموعه تلویزیونیِ تازهنفس از شبکه MGM+، ما را به دل یکی از بدنامترین باندهای مافیایی تاریخ آمریکا میبرد؛ جایی که بوی پول کثیف با رویاهای قدرتطلبی گره خورده است.
این اثر که پخش جهانی خود را از ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶ آغاز کرده، محصولی مشترک از ذهن کریس برانکاتو (شورانر آثاری چون پدرخوانده هارلم) و مایکل پینز است. سازندگان با دستمایه قرار دادن وقایع تاریخی، تلاش کردهاند تا تصویری بدون سانسور از نیویورکِ در حال گذار ارائه دهند. ترکیب جی. کی. سیمونز در کنار استعدادهای جوانی نظیر تام بریتنی، پتانسیل بالایی روی کاغذ دارد، اما باید دید در عمل چقدر موفق بودهاند.

روایت از یک تضاد کلاسیک آغاز میشود؛ دو دوست دوران کودکی که خیابانهای چرکِ هلز کیچن را با هم گز کردهاند، اکنون در دو سوی خط قرمز ایستادهاند: یکی افسر پلیس شده و دیگری در لجنزارِ باند تبهکاری دستوپا میزند. داستان از نقطهای اوج میگیرد که پروژه عظیم ساختوساز مرکز همایشهای «جیکوب جاویتس» کلید میخورد و بوی ثروت بادآورده را به مشام گانگسترها میرساند. (تعلیق و التهاب این دست روایتهای جنایی که پرده از مناسبات تاریک برمیدارند، از نظر کشش داستانی بیشباهت به فضای دلهرهآور سریال همهاش تقصیر اوست (All Her Fault) نیست؛ اثری که در آن ناپدید شدن یک کودک، والدینش را وارد هزارتویی از رازهای ویرانگر میکند).
گروه ایرلندیها اگرچه در برابر پنج خانواده قدرتمند ایتالیایی در اقلیت هستند، اما با تکیه بر خشونت جنونآمیزشان، سهم خود را مطالبه میکنند. بحران اصلی اما از درون گروه زبانه میکشد؛ تندخویی نسل جوان در تقابل با رهبری محتاطانه «ایمون سوینی»، شکافی عمیق ایجاد میکند که با نزدیک شدن سایه سنگین تحقیقات FBI، آماده انفجار است.
| نام بازیگر | نقش |
|---|---|
| جی. کی. سیمونز | ایمن سوئینی |
| تام بریتنی | جیمی روآرک |
| استنلی مورگان | میکی فلانگان |
| سارا بولجر | بریجت والش |
| هامیش آلن-هدلی | جان گوتی |
| آلن لیچ | برندان کاهیل |
| هیلاری مککورمک | ارین مالون |
| تیتوس ولیور | گلن کینان |
| روهان مید | شان / شان فلین |
| ویل جفس | لوگان |
| جسیکا فرانسس دوکس | بردی پولک |
| وینسنت والش | ادی برین |
| آیدان وویتاک-هیسونگ | دنی کینان |
در به تصویر کشیدن کثافتِ زیرپوست شهر و تنشهای روانی تبهکاران، این اثر عملکردی سینوسی دارد. نقدهای معتبر نشان میدهد که با اثری استاندارد مواجهیم که اگرچه از تبدیل شدن به یک شاهکار بازمیماند، اما تماشای آن برای عاشقان ژانر جنایی خالی از لطف نیست.
موتور محرک داستان، بدون شک هنرنمایی بازیگران جوان آن است. تام بریتنی در نقش دستراست جاهطلبِ باند، نمایشی قابلقبول دارد و مرز باریک میان آرمانگرایی و ذکاوتِ خیابانی را به خوبی اجرا میکند. در کنار او، سارا بولگر شخصیتی پولادین و غیرقابل پیشبینی خلق کرده است؛ زنی که در سکانسهای حضورش، ضعفهای فیلمنامه را تا حد زیادی پوشش میدهد.
تیم تولید در بازآفرینی فضای غرق در فساد دهه ۸۰ موفق عمل کردهاند. دوربین ابایی از نمایش خشونت عریان ندارد. سکانسهای درگیری و پنهان کردن اجساد (بهویژه صحنه منزجرکننده قصابی)، با بیرحمیِ تمام کارگردانی شدهاند و ریتم تندی به این اکشن جنایی میبخشند.
صادقانه بگویم، مشکل اصلی درست جایی آغاز میشود که اثر میخواهد فرمی روشنفکرانه و عمیق به خود بگیرد. پرداخت شخصیت «ایمن سوینی» بزرگترین نقطه ضعف کار است؛ جی. کی. سیمونز بازیگر توانمندی است، اما در اینجا وصله ناجوری به نظر میرسد. تلاش او برای القای خستگیِ ناشی از کهولت سن، باعث شده تا سوینی آن جذبه و رعبآوریِ یک رهبر مافیایی را نداشته باشد.
دومین چالش، دیالوگنویسی است. در سکانسهای دیالوگمحور، فیلمنامه اصالت خود را از دست میدهد و به کپیِ دستچندمی از کلیشههای رایج آثار گانگستری تبدیل میشود. شخصیتهای مکمل نیز عمق لازم را پیدا نکرده و در سطح باقی میمانند.
از یک طرف، موسیقی ضربآهنگ فوقالعادهای دارد و فضاسازی چرکِ داستان جذاب است. اما از طرف دیگر، شنیدن دیالوگهای تکراری که رسماً از آثاری مثل «سوپرانوز» کپی شدهاند، ناامیدکننده است. با این حال، به عنوان یک سرگرمی جنایی میتوان به آن فرصت داد.
روایت نفوذ مافیای ایرلندی به پروژههای ساختوساز بسیار سریع و هیجانانگیز است. تقابل آنها با ایتالیاییها و ماموران افبیآی ریتم خوبی به داستان داده و گذر زمان را حس نمیکنید.
این اثر یک درام جنایی سرگرمکننده است که با وجود مشکلات مشهود در فیلمنامه و دیالوگهای کلیشهای، به لطف اتمسفرسازی دقیق و بازیهای خوبِ ستارگان جوانش، گلیم خود را از آب بیرون میکشد. اگر انتظار شاهکاری در حد «سوپرانوز» را نداشته باشید و صرفاً به دنبال تماشای یک درام مافیایی پر زد و خورد در نیویورک کلاسیک هستید، تماشای آن شما را ناامید نخواهد کرد.
بله، چارچوب کلی داستان با الهام از باند تبهکاری واقعی ایرلندی-آمریکایی در محله هلز کیچن نیویورک طی دهههای ۶۰ تا ۸۰ میلادی اقتباس شده است، هرچند دارای عناصر دراماتیک و تخیلی برای جذابیت بیشتر است.
به دلیل نمایش عریان خشونت، درگیریهای خونین مافیایی و استفاده از الفاظ رکیک، این اثر دارای ردهبندی سنی بزرگسال (TV-MA) میباشد و تماشای آن برای افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود.
فصل اول این درام جنایی از شبکه MGM+ در قالب ۸ قسمت با مدت زمان تقریبی ۵۰ دقیقه تولید و پخش شده است.
فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: