توجهآثار این رسانه دارای طبقهبندی سنی میباشد؛ لطفاً از بخش کنترل والدین برای کنترل دسترسی کودک خود بهره بگیرید!.
تیزر رسمی سریال زیرخاکی (underground)
داستان سریال
وسوسهی طلا، «فریبرز باغبیشه» را به دل آتش جنگ میکشاند، اما به جای گنج، به اسارت دشمن درمیآید. در اردوگاه، یک اشتباه هویتی مرگبار همه چیز را تغییر میدهد: او را با یک فرمانده ارشد نظامی جابهجا میگیرند. حالا مردی که تنها زبان سکه را میفهمید، باید در خطرناکترین بازی زندگیاش، نقش یک قهرمان جنگی را ایفا کند تا زنده بماند.
تصورش را بکنید؛ در روزهایی که بوی باروت و صدای آژیر قرمز تمام شهر را پر کرده و همه به دنبال جانپناه هستند، مردی با یک نقشه گنج و سودای ثروت، درست به قلب میدان جنگ میزند! «زیرخاکی» با هنرنمایی خیرهکننده زوج بیبدیل پژمان جمشیدی و ژاله صامتی، تنها یک کمدی موقعیت ساده نیست؛ بلکه سفری پرالتهاب و طنازانه به تونل زمان است که در آن حرص، جنون و تلاش برای بقا، در بستر ملتهب تاریخ معاصر ایران با هم گلاویز میشوند.
سریال زیرخاکی (Zirkhaki)؛ گنجینهای از طنز در هزارتوی تاریخ معاصر
این مجموعه کمدی یکی از معدود آثار موفق و جریانساز سالهای اخیر تلویزیون ایران است که توانست در کنار دیگر مجموعههای محبوبی که ماجراهای طنز و پرالتهاب خانواده در مواجهه با چالشهای غیرمنتظره را به تصویر کشیدهاند، با تلفیق هنرمندانه طنز موقعیت و بستر ملتهب تاریخ معاصر، مخاطبان بسیاری را پای گیرندهها بنشاند. جلیل سامان که پیش از این تبحر خود را در خلق درامهای تاریخی نظیر «ارمغان تاریکی» و «پروانه» ثابت کرده بود، این بار دوربین خود را به دهههای پنجاه و شصت خورشیدی برده تا تحولات سیاسی و اجتماعی آن دوران را با زبانی طنازانه و متفاوت روایت کند. ساخت کمدی در بستر تاریخ و سیاست همواره با چالشهای فراوانی همراه است، اما این ساخته پرمخاطب با هوشمندی از کلیشهها فاصله گرفته و هویتی مستقل برای خود دستوپا کرد.
این اثر با اتکا به زوج هنری بیبدیل خود و خلق موقعیتهای بکر، از همان فصل نخست به پدیدهای در میان سریالهای مناسبتی تبدیل شد. حضور بازیگران توانمندی چون پژمان جمشیدی، ژاله صامتی، هادی حجازیفر، گوهر خیراندیش، نادر فلاح، گیتی قاسمی، رایان سرلک و هومن برقنورد، در کنار کارگردانی دقیق سامان، این مجموعه را از یک کمدی سطحی به روایتی چندلایه و جذاب ارتقا داده است.
عطش طلا در سایه جنگ؛ سمفونی جنون و خنده
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و در روزهایی که التهاب، مرزهای ایران را فرا گرفته است، فریبرز باغبیشه مردی است که تمام زندگیاش در یک رویای وسواسگونه خلاصه میشود: یافتن گنج و عتیقه. تلاشهای مصرانه و طمع پایانناپذیر او برای ثروت، او را ناخواسته به قلب خطر میکشاند. فریبرز که در تلاش برای خروج از مرز است، مجبور میشود گنجینه ارزشمندش را در نقطهای صفر مرزی و در مجاورت سنگرهای نیروهای عراقی مدفون کند. از این نقطه به بعد، زندگی او و همسرش پریچهر به یک ماراتن نفسگیر از فرار، اسارت، اشتباهات هویتی و تقلا برای بازپسگیری چمدان سکهها تبدیل میشود؛ سفری پرتعلیق که هر بار با یک اتفاق غیرمنتظره، مسیر داستان را دگرگون میکند.
نقد و بررسی اثر جلیل سامان؛ کالبدشکافی یک کمدی پرفراز و نشیب
درخشش ستارگان؛ ریسک بزرگ و برنده پژمان جمشیدی
بزرگترین نقطه قوت این درام طنز، بدون شک در هنرنمایی بازیگرانش نهفته است. پژمان جمشیدی با پذیرش نقش فریبرز، بزرگترین ریسک دوران حرفهای خود را به جان خرید. او با تغییر کامل در لحن، بیان، گریم و حتی زبان بدن، شمایلی کاملاً جدید خلق کرد و ثابت نمود که کاریزمای او محدود به نقشهای لوکس امروزی نیست. در کنار او، ژاله صامتی در نقش پریچهر، مکملی بینقص است که بار عاطفی و بخش عمدهای از طنز کلامی داستان را به دوش میکشد. این زوج با شیمی فوقالعادهشان، حتی در ضعیفترین لحظات فیلمنامه نیز، ناجی پروژه بودهاند.
سندرم فصل سوم؛ توقف در ایستگاه تکرار
با وجود درخشش در دو فصل ابتدایی، فصل سوم نتوانست انتظارات را برآورده کند. بزرگترین نقد به این مقطع از داستان، فقدان ایده و خلاقیت روایی است. فیلمنامه به جای بسط قصه در مسیرهای تازه، دقیقاً به ریسمان فصل دوم چنگ زد و بدون خلق خردهروایتهای جذاب، به تکرار مکررات پرداخت. با وجود اینکه فریبرز از چنگ بعثیها فرار میکند و به ایران بازمیگردد، اما گرههای داستانی و درگیریهای او با خانواده، فاقد طراوت گذشته بود و نشان از خستگی کارخانه خلاقیت سازندگان داشت.
بازگشت به اوج و نقد اجتماعی در ایستگاه چهارم
فصل چهارم اما، یک بازگشت موفقیتآمیز بود. تنوع بینظیر خردهروایتها (از ورود اشتباهی به یک روستا و تلاش برای بازیگر شدن، تا ماجرای سرقت از بانک و سفر دریایی) باعث شد ریتم روایت مجدداً احیا شود. علاوه بر این، کارگردان در این فصل شمشیر نقد اجتماعی خود را تیزتر کرد و مسائلی چون وعدههای توخالی به مناطق محروم و انتصابات غیرتخصصی را با ظرافت زیر تیغ طنز برد. پایانبندی این فصل و تصمیم نهایی فریبرز برای رها کردن چمدان پردردسر، اگرچه کمی عجولانه به نظر میرسید، اما نقطه پایانی منطقی بر حرص و طمع چندین سالهی او بود.
حواشی، اخبار و جزئیات سریال زیرخاکی
حاشیه بزرگ فصل اول: انتشار تصاویر و ویدیوهای خصوصی گوهر خیراندیش در خارج از کشور، پیش از آغاز پخش فصل اول، تا مرز توقف پخش این اثر مناسبتی پیش رفت. با این حال، مسئولان صداوسیما با رویکردی منطقی اجازه پخش را صادر کردند و خیراندیش نیز از درایت مدیران برای نادیده گرفتن حواشی شخصی تشکر کرد.
تیم بازیگران گسترده: حضور چهرههایی چون گوهر خیراندیش، نادر فلاح، هادی حجازیفر در فصول اول و اضافه شدن ستارگانی چون گیتی قاسمی، سیاوش چراغیپور، بهراد خرازی و حضور افتخاری هومن برقنورد و کوروش سلیمانی در فصول بعدی.
پدیده خردسال: درخشش رایان سرلک در نقش «کاوه»، کودک بازیگوش خانواده، که به یکی از ارکان شیرین داستان تبدیل شد.
رقابت با پلتفرمها: فصل چهارم توانست در روزهایی که مخاطبان تلویزیون ریزش شدیدی داشتند، به عنوان یک رقیب جدی برای محصولات شبکه نمایش خانگی (VOD) عمل کند.
جمعبندی نهایی
این مجموعه تلویزیونی با تمام فراز و نشیبهایش، از افت خلاقیت در فصل سوم تا اوجگیری مجدد در فصل چهارم، یک اثر قابل احترام و استاندارد در رسانه ملی است. «زیرخاکی» نشان داد که میتوان با اتکا به یک فیلمنامه ساختاریافته، بازیهای درخشان و کارگردانی مسلط، کمدی آبرومندی ساخت که هم مخاطب عام را بخنداند و هم لایههایی از نقد تاریخی و اجتماعی را به مخاطب خاص ارائه دهد.
آیا شما هم با تصمیم نهایی فریبرز در پایان فصل چهارم موافق بودید یا منتظر باز شدن گرههای جدیدی در سرنوشت این خانواده هستید؟ نظرات و دیدگاههای خود را درباره نقاط ضعف و قوت سریال «زیرخاکی» در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید تا با هم به بررسی دقیقتر این کمدی پرطرفدار بپردازیم.
انتشار: ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت: ۲۰:۲۶:۵۰ | آخرین به روزرسانی: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت: ۱۸:۰۲:۳۴
کیانا، عضو تیم رسانه ای پخش فیلم و عاشق دنیای سینما و سریال است. او با شور و اشتیاق، به نقد و بررسی جدیدترین آثار میپردازد تا راهنمای شما در انتخاب بهترین فیلمها برای تماشا باشد و تجربهی سینمایی شما را غنیتر سازد.