داستان فیلم
«داستانی از عشقی که حتی مرگ هم حریفش نشد. شاهزاده ولادیمیر در قرن پانزدهم، پس از دست دادن معشوقهاش، پیمان خود با آسمانها را میشکند و جاودانگی در تاریکی را برمیگزیند. قرنها بعد در لندنِ عصر ویکتوریا، دیدن زنی که تصویری زنده از همسر مردهاش است، آتش خاکسترشدهی قلب این هیولا را شعلهور میکند؛ آغاز سفری جنونآمیز برای بازپسگیری عشق، به قیمتِ نابودی همه چیز…»





این فیلم صد درصد ارزش چندین بار دیدن رو داره چون ازش سیر نمیشین
این فیلم از خیلی لحاظ ها عالیه وبی نقص اول از همه بازی آقای کالب لندری جونز که محشره و و به قدری با احساس بازی میکنه که آدم رو مجبور به دیدن ادامه فیلم میکنه و با قدرت بازیگری که داره احساسات آدما رو نشونه میره حتی واسه کسایی که خیلی احساساتی نمیشن، مجبورشون میکنه احساسشون رو بروز بدن و این یعنی بازی با روان که این امتیاز بالایی برای یه بازیگر هست. به وضوح میشه توی اجراش احساس رو دید به نظرم اصلا نیازی به گفتن دیالوگ نداره انقدری که توی نقش و احساساتش فرو میره که نیازی به گفتن دیالوگ نداره و تمام بدنش و چشماش احساسش رو بازگو میکنه حتی برای کسایی که زیاد فیلم نمیبینن کاملا مشهوده . اسکار واقعا حقته
دوما اینکه کارگردانی آقای بسون محشره اینکه یه آدم بتونه بازیگر درست و فیلم نامه خوبی رو کنار هم بذاره و بتونه از این دو یه شاهکار در بیاره کار هرکسی نیست و این خودش یه امتیازه که نمیشه ازش گذشت.
سوما جلوه های بصری ،طراحی لباس ،موسیقی کنار هم ترکوندن و بی نظیر بودن و تونستن فیلم رو چندین برابر جذاب تر و دیدنی تر بکنن
امیدوارم آکادمی اسکار عادلانه اسکار بده چون این تیم لایقش هست
به امید پیشرفت روز افزون برای آنها