داستان سریال
نامش نِرو است؛ آدمکشی که برای یک نجیبزاده کار میکند. وقتی دختر گمشدهاش را پیدا میکند، وفاداریاش به چالش کشیده میشود. او اکنون باید بین پیمان با اربابش و نجات دختری که در خطر مرگ است، یکی را انتخاب کند.
نامش نِرو است؛ آدمکشی که برای یک نجیبزاده کار میکند. وقتی دختر گمشدهاش را پیدا میکند، وفاداریاش به چالش کشیده میشود. او اکنون باید بین پیمان با اربابش و نجات دختری که در خطر مرگ است، یکی را انتخاب کند.
«قرن شانزدهم میلادی؛ دورانی که ایمان و خرافات، شمشیر و زهر، و خیانت و وفاداری در هم تنیده بودند. در چنین عصری، آیا یک مرد میتواند از گذشته خونین خود بگریزد وقتی بزرگترین گناهش، تبدیل شدن به یک پدر است؟
در سال ۲۰۲۵، تلویزیون فرانسه با عرضه سریالی جسورانه به نام «نروی آدمکش» (Néro the Assassin)، مخاطبان را به سفری نفسگیر در دل قرون وسطی برد. این اثر که با کارگردانی مشترک لودویک کولبو جاستین و آلن مودیت ساخته شده، یک تابلوی هنری خشن و در عین حال احساسی است که ژانرهای اکشن، درام تاریخی و ماجراجویی را در هم میآمیزد.
این ترکیب ژانرها، که در آن سرنوشت یک فرد با وقایع بزرگ تاریخی گره میخورد، یادآور دیگر تولیدات موفق این حوزه است. برای مثال، در حالی که «نروی آدمکش» بر جدال درونی و شخصی یک مرد تمرکز دارد، آثاری چون سریال پادشاه و فاتح (King & Conqueror) این درام را به سطح نبردی حماسی برای تاجوتخت بریتانیا میکشانند و نشان میدهند چگونه جاهطلبی میتواند دو متحد سابق را در میدان نبرد هیستینگز به دشمنان قسمخورده بدل کند.
داستان سریال در فرانسهی قرن شانزدهم رخ میدهد، دورانی مملو از توطئههای سیاسی و باورهای خرافی، و به سرعت به خاطر روایت پیچیده و شخصیتهای خاکستریاش مورد توجه قرار گرفت. در ادامه، این مجموعه تلویزیونی را از منظر قصه، کاراکترها، مضامین و ساختار فنی کالبدشکافی خواهیم کرد.
این درام تاریخی، قصه مردی به نام نِرو را به تصویر میکشد؛ یک آدمکش حرفهای و مزدور که زندگیاش پس از خیانتی مرگبار از سوی اربابش، زیر و رو میشود. او در حالی که از گذشته خونین خود میگریزد، در مسیری غیرمنتظره برای یافتن دختری قرار میگیرد که هرگز از وجودش خبر نداشته است. این سفر پرخطر، او را در برابر یک انتخاب سرنوشتساز قرار میدهد: نجات جان خود یا پذیرش مسئولیتی که میتواند نه تنها سرنوشت او، بلکه شاید توازن دنیا را برای همیشه تغییر دهد.

| بازیگر | نقش |
|---|---|
| پیو مارمایی | نرون، آدمکش |
| آلیس ایزاز | هورتنس، پرنسس لامارتین |
| اولیویه گورمه | هوراس، راهب |
| کامیل رازات | جادوگر یک چشم |
| لیلی-رز کارلیه تابوری | پرلا، دختر نرو |
| یان گیل | لوتار، فرمانده نگهبانان لامارتین |
| Louis-Do de Lencquesaing | Rochemort، کنسول لامارتین |
| ساندرا پارفایت | زینب، قاتل |
| دیوید تالبوت | اسقف اعظم سگور |
| ماکس بایست د مالگلایو | شاهزاده سگور |
| پائولین کلمان | ژوزفین، خواهر لکنت زبان شاهزاده سگور |
| کوئنتین اهل انو | مفتش عقاید |
| Scali Delpeyrat | صدراعظم Ségur |
| نوام مورگنزترن | برادر توبه |
| دونیا سعیدانه | آزل، زن باردار |
| سوفیان زرمانی | آرتو، کلاهبردار |
| رافائل راجر لوی | رمبو، آدمکش |
| لوران کلارت | بارین |
| الکساندر ماسونت | نروال، قاتل |
| الریک مونتوریه | لویی کوچولو، آدمکش |
| شارلوت بارتوچی | ژولیت، آدمکش |
| مالک لمراوی | توسن، آدمکش |
| سارا استرن | دیامانتینا، خانم |
| آرماند الوی | کورسینی، کنسول سابق لامارتین |
| تام لیب | Tancrède، نامزد Hortense |
| رافائل روسو | سالومه، کولی |
| توماس جیورا | تیبو، یک سرباز |
این تریلر انتقامی با تعداد ۸ قسمت در پلتفرم Netflix پخش شد و به سرعت در سطح جهانی محبوبیت پیدا کرد. از جمله لوکیشنهای برجسته سریال میتوان به قلعهها، شهرهای تاریخی و مناظر طبیعی در جنوب فرانسه و بخشهایی از ایتالیا و اسپانیا اشاره کرد. این سریال با طراحی تولید فوقالعاده و استفاده از اکشنهای جذاب، توجه بسیاری از بینندگان و رسانهها را به خود جلب کرد.
سریال با نمایی خشک از زمین در فرانسه قرون وسطی آغاز میشود. زمان به اوایل قرن شانزدهم باز میگردد و خشکسالی شدیدی در این منطقه حاکم است. مردی روی یک صخره ایستاده و یک طناب دار به گردنش بسته است، در حال آماده شدن برای خودکشی؛ یک دوراهی اخلاقی که از همان ابتدا مخاطب را درگیر میکند.
همانطور که مرد در تلاش است تا صخره زیر پایش را کنار بزند، یک زن یکچشمی به او نزدیک میشود و از او میپرسد که دخترش کجاست. مرد با صدای گرفته میگوید: «بر روی سنگ قبرم میخواهم نوشته باشد: «اگر میخواهید زندگی طولانی و آرامی داشته باشید، هیچوقت بچهدار نشوید.» این دیالوگ، زمینه را برای تم اصلی سریال، یعنی رابطه پدر و دختری، آماده میکند.
چند روز پیشتر، مردی به نام نرو (با عملکرد درخشان پیو مارمایی) در شهر لامارتین در جنوب فرانسه در حال انجام ماموریتهای مرگبار است. نِرو یک آدمکش حرفهای است که تحت فرمان نیکلاس دو روشامور (با بازی لوئی-دو د لنگکوزهسانگ)، کنسول معاون لامارتین کار میکند. عملکرد چندلایه و خاکستری پیو مارمایی در این نقش، یکی از نقاط قوت اصلی سریال است که در نقدهای بینالمللی نیز مورد تحسین قرار گرفته است؛ برای نمونه، وبسایت تخصصی What’s on Netflix آن را ستون فقرات دراماتیک داستان میداند.
روشامور که شخصیتی بیرحم دارد و نماد توطئههای سیاسی سریال است، نِرو را مأمور میکند تا نامزد دخترش، هورتنس (با بازی آلیس ایزاز) را بکشد و مرگ او را به صورت تصادفی در میدان جنگ جلوه دهد. دلیل این قتل برای او این است که هورتنس باید با شاهزاده سگور ازدواج کند تا او قدرت و ثروت زیادی بهدست آورد.
زمانی که کنسول در برابر نقشههای روشامور قرار میگیرد، روشامور تصمیم میگیرد او را از سر راه بردارد. او نِرو را برای این کار نمیفرستد، بلکه یکی دیگر از اعضای تیم متخصصین خود را به این مأموریت میفرستد. با این حال، دستیابی به کنسول غیرممکن است، اما یک زن عجیبوغریب یکچشمی به نام جادوگر (با بازی کامیل رازات) که روشامور او را استخدام کرده، موفق میشود او را وارد اتاق کنسول کند. اما آنچه که این زن انجام داده، قاتل را بیمار میکند.
زمانی که روشامور بهعنوان کنسول منصوب میشود، او نِرو را به یک شام دعوت میکند و به او میگوید که زن یکچشمی که جادوگر نام دارد، نیاز به کمک نِرو برای یک ماموریت دارد. در حقیقت، گردنبندهایی که روشامور به نِرو داده است، در واقع ابزاری است که جادوگر برای کنترل او استفاده میکند. در این نقطه، نِرو میفهمد که دختر کوچکی به نام پرلا (با بازی لیلی-رز کارلیه تابوری) دارد که هرگز از وجودش خبر نداشته است، و حالا این جادوگر قصد دارد او را بکشد. این آغاز داستان رستگاری نِرو است.
نِرو به یتیمخانهای میرود که توسط یک راهب به نام هوراس (با بازی اولیویه گورمه) اداره میشود. در آنجا دخترش را مییابد، دختری که حاصل شبنشینی با یک فاحشه محلی است. پرلا نمیداند که نِرو پدر اوست و در برابر او مقاومت میکند. نِرو تصمیم میگیرد گردنبند را از گردن خود بردارد و در این مسیر، جادوگر را میکشد، به طوری که به نظر برسد او خود کشته شده است. اما واکنش روشامور به این حادثه، صدور فرمان قتل نِرو به دست باقی آدمکشهای اوست.

پرلا متوجه میشود که نِرو پدرش است و با او و هوراس همکاری میکند تا به سگور بروند، جایی که اسقف اعظم آنجا میتواند از او در برابر جادوگر و افراد دیگر محافظت کند.
اگر به سریالهایی مانند «ماری آنتوانت» یا دیگر آثار اکشن-ماجراجویی تاریخی مثل The Last Kingdom علاقه دارید، «نروی آدمکش» شما را به دنیای مشابهی میبرد. این سریال بهویژه در خلق فضای درام تاریخی فرانسوی و شخصیتهای بیرحم، شباهتهایی به آثار برتر این ژانر دارد.
تا پایان اولین قسمت، نِرو، پرلا و هوراس در کالسکهای هستند که هورتنس را به عنوان گروگان گرفتهاند و به سمت سگور در حال حرکتاند. این سفر پر از خطر است و دو روز طول میکشد، اما روشامور مصمم است که هورتنس را به شاهزاده سگور بدهد و سه نفر دیگر قصد دارند پرلا را به اسقف اعظم برسانند. به نظر میرسد که هورتنس، با توجه به تمایلی که به ازدواج ندارد، ممکن است در ادامه به نِرو و همراهانش بپیوندد.
در این سریال دو شخصیت منفی قدرتمند به نامهای جادوگر و روشامور معرفی شدهاند که بهطور مداوم در تضاد با یکدیگر قرار دارند. بیرحمی روشامور ممکن است او را خطرناکتر از جادوگر و قدرتهای فراطبیعیاش کند.
لایلی-رز کارلیه تابوری در نقش پرلا بهنظر میرسد که قرار است به یک دارایی بزرگ برای نِرو تبدیل شود و در عین حال شاید دردسرهایی برای او ایجاد کند.
یکی از جملات جالب در اولین قسمت این است: «او زنده میماند تا بچه آخرش را پیدا کنیم.» آیا این بدان معناست که نِرو فرزند دیگری دارد یا منظور از «آخرین فرزند» اشاره به شیطان است؟ این سوالات، هیجان را برای قسمت های بعدی نرو زنده نگه میدارد.
در بطن این سریال جنگی تاریخی، کشمکشهای درونی شخصیت اصلی و دوراهیهای اخلاقی که با آن دست به گریبان است، به شکلی برجسته به تصویر کشیده میشود. این مرد که زمانی یک قاتل بیرحم و مزدور بود، حالا در موقعیتی قرار گرفته که تصمیماتش مستقیماً با بقای دخترش گره خورده است. همزمان، اشباح گذشتهاش در قالب دشمنانی کینهجو، سایه به سایه او را در این سفر پرخطر تعقیب میکنند. این تقابلها به زیبایی در یک روایت تاریخی جذاب که بر پایههایی از وفاداری، خیانت و جستجوی رستگاری بنا شده، روایت میشود.
مضامین کلیدی این سریال اکشن-ماجراجویی حول محور رابطه پدر و دختری، وفاداری در برابر خیانت، و بحرانهای عمیق وجدانی میچرخد. شخصیت محوری داستان، در تلاش برای احیای رابطهاش با دختری که هرگز نمیشناخته، با انتخابهای دشواری روبرو میشود که او را در مسیرهای پیچیده و غیرقابلپیشبینی قرار میدهد. این انتخابها نه تنها شخصیت او را متحول میکنند، بلکه مخاطب را نیز به چالشی عمیق برای تأمل در باب اخلاقیات و مسئولیتپذیری دعوت میکنند.
سفر فیزیکی این پدر و دختر در طول داستان، استعارهای از جستجوی رستگاری و تولدی دوباره است. این ماجراجویی، فراتر از جنبههای فیزیکی و صحنههای اکشن، به یک سفر درونی برای کشف معنای زندگی و رویارویی با اشتباهات گذشته تبدیل میشود. تصمیمات اخلاقی شخصیت اصلی و نحوه مواجههاش با سرنوشت، این اثر را از یک داستان اکشن ساده به یک درام روانشناختی و پرعمق ارتقا داده است.
این اثر قرون وسطایی با بهرهگیری از تکنیک روایت چندگانه، به پیچیدگی و عمق عاطفی شخصیتها افزوده است. داستان نه تنها از منظر آدمکش، بلکه از دیدگاه دخترش، پرلا، نیز روایت میشود. این شیوه به بیننده اجازه میدهد تا زوایای مختلف قصه و انگیزههای شخصیتها را بهتر درک کند. استفاده از این تکنیک، ضمن ارائه جزئیات بیشتر از نبردهای درونی کاراکترها، تعلیق و کشش دراماتیک داستان را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد.

یکی از نقاط قوت چشمگیر Nero the Assassin، فضاسازی دقیق و معتبر تاریخی آن است. با فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی در فرانسه، ایتالیا و اسپانیا، این مجموعه تلویزیونی موفق شده است اتمسفر قرن شانزدهم را به شکلی ملموس بازسازی کند. طراحی لباس، معماری و جزئیات صحنه به قدری دقیق است که مخاطب را به قلب آن دوران تاریک منتقل کرده و تجربهای غنی از تاریخ را به او هدیه میدهد. این وسواس در جزئیات، غرق شدن در دنیای داستان را برای بیننده آسانتر میکند.
منتقدان به طور گسترده طراحی صحنههای اکشن و کیفیت بصری سریال، بهویژه در سکانسهای مبارزه و تعقیب و گریز را ستودهاند. با این وجود، برخی معتقدند که در نیمه دوم فصل، جابجایی تمرکز به سمت درام شخصیتها و روابط عاطفی، ممکن است طرفداران اکشن خالص را اندکی دلسرد کند. در مقابل، عملکرد درخشان پیو مارمایی در نقش اصلی و همچنین بازی آلیس ایزاز، به عنوان یکی از نقاط قوت کلیدی سریال در پلتفرمهایی مانند راتن تومیتوز و IMDb مورد تحسین قرار گرفته است.
مجموعه تلویزیونی فرانسوی پس از پخش، با واکنشهای بسیار متفاوتی از سوی تماشاگران در پلتفرمهایی مانند IMDb مواجه شد. در حالی که گروهی این اثر را یک شاهکار نوآورانه و عمیقاً احساسی میدانند، برخی دیگر از ریتم کند، داستان تکراری و پایانبندی آن انتقاد کردهاند. در ادامه، گلچینی از نظرات کاربران با امتیازهای مختلف را مرور میکنیم تا تصویر کاملتری از نقاط قوت و ضعف این سریال از دید مخاطبان به دست آوریم.
«نوآورانه و درگیرکننده؛ نادیده گرفته شده توسط منتقدان»
برای کسانی که مانند من هر هشت قسمت این درام تاریخی فرانسوی را تماشا کردهاند، کمتعداد بودن و عجیب بودن نقدهای اولیه حیرتآور است. گویی منتقدان اولیه در دنیای دیگری سیر میکنند. از نظر من، این سریال اثری کاملاً متفاوت، خلاقانه و تقریباً همسطح تولیدات بزرگی چون Game of Thrones است (شاید مقایسهای اغراقآمیز، اما قابل درک). من تمام اپیزودها را بیوقفه تماشا کردم و از هر لحظه آن لذت بردم. این مجموعه ترکیبی هوشمندانه از هراسهای رایج در قرون وسطی است: وحشت از جادو، طاعون کشنده، شیطان و قدرت بیحدوحصر کلیسا. در اعماق قلبم امیدوارم فصل دومی در کار باشد، زیرا کسانی که به این اثر امتیاز ۳ دادهاند، به گمانم به شدت در اشتباه هستند.
«یک پیروزی جذاب: درامی تاریخی با اجرایی بینقص»
خود را برای غرق شدن در یک داستان آماده کنید. «نِرو» فراتر از یک اثر تاریخی صرف، یک ماجراجویی سرشار از احساسات است که از همان تریلر اولیه، مخاطب را مسحور خود میکند. این مینیسریال که در پسزمینه خیرهکننده و در عین حال خطرناک جنوب فرانسه در قرن شانزدهم جریان دارد، یک کلاس درس در ایجاد توازن میان سکانسهای اکشن نفسگیر و عمق عاطفی است.
خط داستانی جذاب است: مردی که تنها «دستیار» یک اشرافزاده است، با قرار گرفتن دخترش در معرض خطری مرگبار، مجبور به رویارویی با شکستهای گذشتهاش میشود. این داستان یک قهرمان بالفطره نیست؛ بلکه قصه مردی است که از سر ناچاری و جرقهای از عشق پدری، به قهرمان تبدیل میشود.
همین سفر رستگاری و کشمکش درونی، لایهای انسانی به سریال میبخشد که آن را از یک اکشن معمولی متمایز میکند. تیم خلاق، دنیایی را خلق کرده که هم کثیف و واقعی است و هم به طرز شگفتانگیزی زیبا. عملکرد پیو مارمایی در نمایش تضادهای درونی شخصیتش خارقالعاده است و بازیگرانی چون آلیس ایزاز و اولیویه گورمه، به خوبی این دنیای پیچیده را باورپذیر کردهاند. «نِرو» یک پیروزی مسلم است و به راحتی امتیاز ۹ از ۱۰ را از آن خود میکند.
«پتانسیل هدر رفته در روایتی تکراری»
«نِرو» تمام عناصر لازم برای یک فانتزی سرگرمکننده را در اختیار داشت: دنیایی جذاب، فیلمبرداری عالی، بازیگران توانا و بودجهای قابل توجه. با این حال، این قطعات هرگز به یک کل منسجم تبدیل نمیشوند. کارگردانی بیروح و فیلمنامه ضعیف، دلایل اصلی این ناکامی هستند. داستان به شکل ناامیدکنندهای ساده و شخصیتها تکبعدی باقی میمانند. اپیزودهای میانی (حدوداً ۲ تا ۶) در یک الگوی خستهکننده گرفتار میشوند: شخصیتها از نقطهای به نقطهی دیگر میروند، اسیر میشوند، فرار میکنند و دشمنانشان را میکشند، و این چرخه بارها تکرار میشود.
با وجود داشتن تنها هشت قسمت، سریال بسیار طولانیتر حس میشود. اگرچه نتفلیکس آن را یک مینیسریال معرفی کرده، اما پایانبندی ناقص آن بیشتر شبیه مقدمهای برای فصل دومی است که شاید هرگز ساخته نشود و سوالات زیادی را بیپاسخ میگذارد.
«یک شاهکار روانشناختی در لباس اکشن»
این اثر قرن شانزدهمی یک شاهکار در قصهگویی روانشناختی است که در قالب یک تریلر جاسوسی روایت میشود. آنچه در ابتدا یک سریال هیجانی درباره یک قاتل قراردادی به نظر میرسد، به سرعت به تاملی عمیق درباره هویت، اخلاق و مرز باریک میان انتقام و رستگاری تبدیل میشود. کارگردانی دقیق، ریتم شاعرانه و فضاسازی گوتیک و سرد اروپایی، اتمسفری بیرحمانه و در عین حال صمیمی خلق کرده است.
دیالوگها لایههای عمیقی از تراژدی و درونگرایی را در پس خشونت به نمایش میگذارند. شخصیت اصلی تنها یک قاتل نیست، بلکه روحی پریشان است که با وجدان خود میجنگد. این سریال تعادلی میان اکشن جان ویک و لایههای فلسفی کارآگاه حقیقی (True Detective) برقرار میکند. بازیگر اصلی با سکوت مغناطیسی خود قصه میگوید؛ چشمانش گویاتر از هر دیالوگی است. در نهایت، شما نه تنها یک قاتل، بلکه مردی را در جستجوی معنا میبینید. «نِرو» ترکیبی نادر از هنر و هیجان است که ذهن را به چالش میکشد.
«یک سردرگمی کامل در ژانر و اجرا»
واقعاً مشخص نیست این سریال برای چه کسی ساخته شده. نام آن نویدبخش یک اکشن سخت است، اما اتمسفر قرون وسطاییاش گاهی شبیه انیمیشنهای دیزنی به نظر میرسد. شخصیت اصلی که باید «بهترینِ بهترینها» باشد، نیمی از زمان سریال را در حالت بیهوشی یا ناتوانی از مبارزه سپری میکند. این رویکرد برای شخصیتی مثل کاپیتان جک اسپارو شاید کار کند، اما در اینجا به سرعت خستهکننده میشود.
علاوه بر این، بسیاری از صحنههای اکشن به صورت خارج از قاب اتفاق میافتند؛ ما فقط صداها را میشنویم. این ترفند اگر یک بار استفاده شود جالب است، اما تکرار آن حس اثری ارزان و تنبل را القا میکند. با وجود خشونت گرافیکی در برخی صحنهها، این سانسور در دیگر سکانسها کاملاً گیجکننده است. با پیچشهای داستانی متعدد و بیهدف، سریال در نهایت فاقد عمق و جذابیت باقی میماند.
Nero the Assassin یک سریال است که ممکن است شما را با برخی از افسانهها و جنبههای اساطیریاش گیج کند. بهویژه دلیل علاقه جادوگر یکچشمی به کشتن پرلا کمی مبهم به نظر میرسد، و این که پرلا ممکن است آخرین فرزند شیطان باشد، هنوز بهطور دقیق روشن نیست. با این حال، این نکات ممکن است اهمیت زیادی نداشته باشند زیرا شخصیت نِرو و افرادی که در اطراف او هستند، به اندازهای جالب هستند که سفر و تعقیب آنها از خود مقصد جذابتر است.

سریال جدید تاریخی نروی آدمکش بدون شک یکی از برجستهترین آثار سال ۲۰۲۵ است که هوشمندانه ژانر اکشن تاریخی را با یک درام خانوادگی عمیق پیوند میزند تا تجربهای مهیج و در عین حال تأملبرانگیز خلق کند. این سریال، که در تار و پود خود داستانی از خیانت، رستگاری و یک رابطه پیچیده پدر و دختری را تنیده، برای طیف وسیعی از مخاطبان جذاب خواهد بود.
اگر به دنبال اثری با شخصیتهای خاکستری، اکشنهای خوشساخت و داستانی فراتر از یک انتقام ساده هستید، «نروی آدمکش» به شدت پیشنهاد میشود. هماکنون میتوانید برای تماشا آنلاین این سریال یا دریافت آن با لینک مستقیم از رسانه پخش فیلم ما اقدام کنید. تمامی قسمتها با زیرنویس فارسی چسبیده و در 4 کیفیت متنوع (480p, 720p, 1080p و حتی نسخه بینظیر Bluray) برای تجربهای بینقص آماده شدهاند.
سریال «نروی آدمکش» یک مینی سریال ۸ قسمتی است. با توجه به ماهیت مینیسریال بودن و پایانبندی داستانی که برای فصل اول در نظر گرفته شده، احتمال ساخت فصل دوم بسیار کم است. معمولاً مینیسریالها داستان خود را در یک فصل به اتمام میرسانند.
این سریال یک درام تاریخی با المانهای پررنگ اکشن، ماجراجویی و تریلر انتقامی است. فضای سریال در قرن شانزدهم فرانسه روایت میشود و لحنی تاریک، جدی و گاهی خشن دارد. اگر به آثاری با تم انتقام، روابط پیچیده پدر و فرزندی و تم سازی قرون وسطایی علاقه دارید، این سریال برای شما جذاب خواهد بود.
خیر، داستان سریال کاملاً ساختگی و اورجینال است و بر اساس هیچ کتاب یا شخصیت تاریخی مشخصی ساخته نشده است. با این حال، سریال از بستر تاریخی فرانسه در قرن شانزدهم، شامل تنشهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی آن دوران، به عنوان پسزمینه داستانی خود به خوبی الهام گرفته است تا فضایی واقعگرایانه ایجاد کند.
بزرگترین نقطه قوت سریال، شخصیتپردازی عمیق و خاکستری «نِرو» و تمرکز بر رابطه پیچیده او با دخترش است. برخلاف بسیاری از سریالهای اکشن که بر روی زد و خورد تمرکز دارند، «نِرو آدمکش» یک سفر درونی برای رستگاری یک ضدقهرمان را به تصویر میکشد. بازی درخشان پیو مارمایی (Pio Marmaï) در این نقش، ستون اصلی سریال است.
به دلیل وجود صحنههای اکشن خشن، نمایش خون و مضامین بزرگسالانه مانند قتل و انتقام، این سریال درجهبندی سنی TV-MA یا معادل آن +18 را دریافت کرده و برای تماشای کودکان و نوجوانان مناسب نیست. توصیه میشود این سریال توسط افراد بزرگسال تماشا شود.
بله، شما میتوانید در همین صفحه از وبسایت پخش فیلم، به آرشیو کامل هر ۸ قسمت سریال «نروی آدمکش» دسترسی داشته باشید. امکان دانلود با لینک مستقیم، تماشای آنلاین با زیرنویس چسبیده فارسی و زبان اصلی، با کیفیتهای متنوع (از 480p تا 1080p HQ) برای شما فراهم شده است.
فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: