داستان سریال
در سایه شوم نخستین پرونده جرایم سازمانیافته، کشف جسد دختری جوان از یک مزون فریبنده، دومینوی مرگباری را رقم میزند؛ جایی که سرنوشت یک وکیل، مادری مستأصل و مردی متهم به قتلعام خانوادهاش، در گرهگاهی از خون و معما به هم پیوند میخورد.
در سایه شوم نخستین پرونده جرایم سازمانیافته، کشف جسد دختری جوان از یک مزون فریبنده، دومینوی مرگباری را رقم میزند؛ جایی که سرنوشت یک وکیل، مادری مستأصل و مردی متهم به قتلعام خانوادهاش، در گرهگاهی از خون و معما به هم پیوند میخورد.
زمانی که همه درگیر تماشای سریالهای خارجی بودند، «قلب یخی» وارد میدان شد تا طلسم سریالسازی در شبکه نمایش خانگی را بشکند. اما جذابیت اصلی این اثر فقط عبور از خط قرمزها نبود؛ ریتم تند قصه، ماجرای عشق فرزاد و راز مرگ عجیب چیستا بود که مخاطب را از ظاهر شیک یک مزون لباس، مستقیم به دل یک پرونده جنایی و تاریک برد. پروژهای که با یک طوفان واقعی شروع شد، اما در ادامه سرنوشت عجیبی پیدا کرد.
«قلب یخی» اولین سریالی بود که بهطور اختصاصی برای شبکه نمایش خانگی ساخته شد و کلید خوردنش به اواخر دهه هشتاد برمیگردد. این مجموعه با کارگردانی محمدحسین لطیفی در دو فصل اول و بعد از آن تغییر مسیر ناگهانی با سامان مقدم در فصل سوم، یکی از پرحاشیهترین آثار دهه نود شد. سریالی که قصد داشت با الگوبرداری از کارهای معمایی و ایجاد هیجان واقعی، بیننده ایرانی را پای یک کمدی یا درام تکراری نسپارد و یک اثر جنایی تازه تحویل دهد.
با وجود حضور ستارههای بزرگ سینما، صدای خوانندههای محبوبی مثل مازیار فلاحی، رضا یزدانی و محسن یگانه و البته قلم معمایی حامد عنقا، کار آنطور که انتظار میرفت تمام نشد. سریالی که میتوانست یک برند ماندگار باشد، درگیر مسائلی مثل قاچاق دیویدیها، مشکلات مالی و اختلافهای داخلی شد و از مسیرش فاصله گرفت.

داستان خیلی زود و بدون تلف کردن وقت رفت سراغ اصل مطلب. همهچیز از یک مزون لباس و آرزوی شهرت چند جوان شروع میشود. چیستا، ستاره، بهار و امین برای رسیدن به اهدافشان وارد یک جریان پنهان مدلینگ میشوند، اما این رویا خیلی زود به جنایت ختم میشود. دزدیده شدن ستاره، کشف جنازه چیستا و ورود یک وکیل جوان به نام شیوا به این پرونده، تازه شروع گرههای داستان است.
در فصل دوم، فشار قصه چند برابر میشود. حامد (عکاس مزون) که خودش گیر پرونده قتل خانوادهاش است، حالا باید برای نجات ستاره دست به کار شود. داستان در اوج هیجان و تعلیق جلو میرفت، اما دقیقاً در جایی که مخاطب منتظر گرهگشایی اصلی بود، همهچیز نصفهکاره رها شد.
فصل سوم هم با یک پرش زمانی بیپاسخ، کلاً مسیر را عوض کرد. آتیلا (رئیس یک باند خلاف) کشته شده و شاهرخ توی زندان با حامد همسلولی است. دخترش سایه هم با تلاشهایی که آدم را یاد تلاشهای دیدنی برای اثبات بیگناهی در معمای سریال بوی باران میاندازد، میخواهد پدرش را آزاد کند. یک ارتباط داستانی کمرمق که نتوانست جای خالی انتهای فصل دوم را پر کند.
| بازیگر | نقش |
|---|---|
| حمید فرخنژاد | فرهاد |
| حسین یاری | حامد نصر و حامد افراز |
| حمید گودرزی | فرزاد جهانآرایی |
| امین حیایی | امین |
| الناز شاکردوست | چیستا (رعنا مهربان) |
| نسرین مقانلو | ویدا صحت |
| مهراوه شریفینیا | شیوا صحت |
| آشا محرابی | ستاره |
| سید مهرداد ضیایی | مهرداد بهرنگ |
| سامیه لک | بهار ارژن |
| علیرضا کمالی | مسعود |
| محمدرضا داوودنژاد | کیوان |
| لیدا عباسی | نسیم |
| شیوا خسرومهر | ارغوان |
| آزاده شمس | آذین |
| حسین معلومی | سرهنگ وحدت |
| عرفان تقیپور | پرنگ |
| شقایق رحیمیراد | پگاه |
| مهران مدیری | مهران |
| هدیه تهرانی | سایه |
| رضا کیانیان | شاهرخ |
| پژمان بازغی | هدایت |
| رضا عطاران | اسفندیار |
| طناز طباطبایی | شیوا قائممقامی |
| هانیه توسلی | دیبا |
| امیر آقایی | آتیلا |
| امیرحسین رستمی | صفر |
| علی قربانزاده | نیما |
| سحر دولتشاهی | سامیه |
| مازیار فلاحی | مازیار |
| سیدعلی طباطبایی | پیمان |
| هدی زینالعابدین | ترانه |
| ایرج شهزادی | شمس |
| الهه حصاری | لاله |
| پیام اینالویی | اسکندر |
| سید جواد یحیوی | استاد |
با نگاهی به صفحه رسمی قلب یخی و امتیاز ۶.۲ آن در IMDb، متوجه میشویم با اثری طرف هستیم که روزهای اول با اشتیاق فوقالعاده مردم روبرو شد اما در ایستگاه آخر نتوانست حق مطلب را ادا کند. این سریال ایدههای جسورانه و ریتم جذابی داشت، اما در نهایت قربانی اتفاقات پشت صحنه، تغییر بازیگران و لو رفتن داستان شد.
مهمترین نقطه قوت دو فصل اول، دست گذاشتن روی موضوعاتی بود که تا آن زمان کسی سمتشان نمیرفت. ورود به فضای شبکههای مخفی و بحث مدلینگ سوژه تازهای برای مخاطب بود. لطیفی هم فضاسازی جنایی و تاریکی ساخته بود و پایان هر قسمت طوری تمام میشد که بیننده منتظر قسمت بعد بماند؛ هرچند گاهی تعداد زیاد شخصیتها باعث شلوغی بیمورد داستان میشد.
فصل سوم را باید یکی از اشتباهات عجیب سریال دانست. عوض کردن کل تیم ساخت و بازیگران، نهتنها حس و حال سریال را نگهنداشت، بلکه بیننده قدیمی را کلاً ناامید کرد. به طوری که حتی جمع شدن چهرههای محبوبی مثل مهران مدیری، هدیه تهرانی و رضا عطاران هم نتوانست جلوی زمین خوردن این فصل را بگیرد.
| جایزه | رده | دریافتکننده | نتیجه |
|---|---|---|---|
| چهاردهمین دوره جشن حافظ | بهترین کارگردانی تلویزیونی | سامان مقدم | نامزدشده |
«قلب یخی» یک تجربه مهم برای شبکه نمایش خانگی بود. سریالی که نشان داد داشتن ایدههای خوب و ویترین شلوغ از ستارهها کافی نیست، بلکه ثبات در تولید، احترام به وقت مخاطب و پایانبندی درست، اصل اول ماندگاری یک اثر است.
نظر شما درباره این سریال چیست؟ آیا فصل اول و دوم را دوست داشتید یا تغییرات فصل سوم را ترجیح دادید؟ نظرات خود را در مجله پخش فیلم بنویسید.
به دلیل اختلافهای مالی عوامل، حواشی پشت صحنه و ضرر مالی سنگین ناشی از قاچاق دیویدیها، ساخت داستان اصلی متوقف شد و هرگز به پایان نرسید.
بله؛ چون فصل سوم داستان، کاراکترها و تیم کاملاً جدیدی دارد و تقریباً هیچ ربطی به ماجراهای دو فصل اول ندارد.




































فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: