داستان سریال
در روز هایی که حکومت قاجار نفس های آخر خود را می کشد، شاهزاده ای به نام محا گرفتار توطئه های دربار و جادوی سیاه می شود. او باید در میان شعله های عشق اصلان و طمع زمان خان، راه نجاتی برای خود و دیگر زنان اندرونی پیدا کند.

در روز هایی که حکومت قاجار نفس های آخر خود را می کشد، شاهزاده ای به نام محا گرفتار توطئه های دربار و جادوی سیاه می شود. او باید در میان شعله های عشق اصلان و طمع زمان خان، راه نجاتی برای خود و دیگر زنان اندرونی پیدا کند.
هنگامی که پایه های یک حکومت کهن به لرزه می افتد، سرنوشت انسان ها در میان توطئه های دربار و جادوی سیاه گره می خورد؛ جایی که یک زن تلاش می کند در میانه آتش و فروپاشی قاجار، پناهگاهی برای خود و اندیشه هایش بسازد.
مجموعه تلویزیونی رحیل، یک درام تاریخی به تهیه کنندگی رامین عباسی زاده و کارگردانی مشترک او با مسعود آب پرور است که در سال ۱۴۰۲ در دو فصل مهمان خانه های ایرانیان شد. فصل اول این ساخته در اواخر مرداد و فصل دوم آن در اوایل آذر ماه از شبکه سه سیما پخش شد و در نهایت در ۱۸ دی ماه به ایستگاه پایانی رسید. فیلم نامه این اثر به قلم فرهاد نقدعلی نوشته شده و با نگاهی متفاوت، قصه ای زنانه را در دل یکی از ملتهب ترین دوران های تاریخ ایران یعنی زمان گذار از قاجار به پهلوی به تصویر می کشد.

داستان از جایی آغاز می شود که دختری به نام محا از سفر کربلا به ایران باز می گردد، اما این بازگشت هم زمان با آگاهی اصلان (پسر صحاف باشی دربار) از نقشه های شومی است که سرنوشت این دو نفر را در یک مسیر پر خطر قرار می دهد. در این میان، محا سعی می کند با متحد کردن زنان اندرونی قاجار، یک تعزیه عاشورایی را بر پا کند.
در فصل دوم، داستان ماجراجویانه تر می شود. محا که دل در گرو عشق اصلان دارد، حالا باید با زمان خان که به واسطه سحر و جادوی همسرش (بیتاج) خاطر خواه او شده است، دست و پنجه نرم کند. در روز هایی که سلسله قاجار در آستانه فروپاشی است، این شاهزاده خانم باید راه نجاتی برای خود و دیگر ساکنان اندرونی پیدا کند.
این تلاش و تدبیر یک زن برای نجات زندگی دیگران، تماشاگر را به یاد سریال روزی روزگاری می اندازد؛ اثری که در آن مراد بیگ، سردسته بی رحم دزدان قافله، پس از یک درگیری خونین در آستانه مرگ قرار می گیرد اما اسب وفادارش او را به پناهگاه خاله لیلا می رساند تا این زن دانا با شرط چهل روز کار سخت، جان او را نجات دهد و مسیر زندگی این راهزن مغرور را به طور کامل زیر و رو کند.
| بازیگر | نقش |
|---|---|
| حمیدرضا آذرنگ | سرگرد زمان |
| اندیشه فولادوند | بیتاج |
| نسیم ادبی | زینتالملوک |
| ثریا قاسمی | ننه قمر |
| کاظم هژیرآزاد | خانبابا |
| فرخ نعمتی | ذبیحالله |
| هومن برقنورد | شفیق |
| علی عباسیزاده | اصلان |
| گیتا راد | محا |
| ریحانه رضی | شمامه |
| غزاله اکرمی | ماهی |
| مریم کاویانی | زیور |
| حسام محمودی | محمدحسن میرزا |
| محسن امیری | – |
| ابتسام بغلانی | اختر خاتون |
| شاهو رستمی | کمال |
| ستاره دهقانی | بدرالملوک |
| بهمن هراتی | عزت |
| محسن نقیبیان | آنتوان سوریوگین |
| مهرداد نیکنام | رضاشاه پهلوی |
| فتحالله طاهری | سید احمد |
| هانیه غلامی | طلعت |
| فرزانه وهاب | فاطمه خانم |
| کیمیا رفیق | بلور |
| محدث یوسفی | مفتش |
| زهرا کوهساریان | گلین |
| دلارام زرگر | آسیه |
| نسیم صحرایی | تاجی |
| میثم ساجدی | مهربان |
| علیرضا علیا | سیفالتجار |
| حنانه آجرلو | کشور |
| رقیه آروبی | طاووس |
| نگار نیکدل | عذرا |
| آیناز ایقانی | خانمخانما |
| آیلار عباسی (بازیگر خردسال) | سرور |
| شایان دارمیپوران (بازیگر خردسال) | جمیل |
ساخت یک درام تاریخی بدون داشتن شخصیت های قوی و هنرپیشه های کار بلد، محکوم به شکست است. این پروژه توانسته است با استفاده از چهره های سرشناس در کنار جوانان مستعد، ترکیب جذابی را ایجاد کند که از افتادن در دام تقلید از آثار ترکیه ای فرار کرده است.
یکی از نقاط قوت این ساخته، حضور ستاره های پیشکسوت است. کاظم هژیرآزاد در نقش خان بابا، نقطه اتکای دربار از هم گسیخته قاجار است و با بازی پخته خود، مسیر را برای بازیگران جوان هموار می کند. ثریا قاسمی نیز با نقش ننه قمر (قابله ای که شاهزادگان قاجار را به دنیا آورده است)، نفوذ و قدرت یک پیر زن دربار را به زیبایی نشان می دهد. فرخ نعمتی در نقش صحاف دربار، با آن آرامش و صدای خاص خود، پدری دانا و محرم اسرار محا است که سایه سنگین و اطمینان بخش او در سریال به خوبی حس می شود.
اندیشه فولادوند در نقش بیتاج، زنی تشنه قدرت است که برای رسیدن به اهدافش دست به دامن جادو می شود. بازی او به شدت متکی بر تکنیک های تئاتری است و در برخی سکانس ها کمی به اغراق نزدیک می شود. در مقابل، حمیدرضا آذرنگ در نقش مأمور بالارتبه نظمیه که درگیر سحر های دیباج شده است، با تمرکز بالایی این سحر شدگی را به تصویر می کشد. هومن برق نورد نیز با تیپ سازی خاص خود در نقش سردسته لمپن ها (شبیه به شعبان بی مخ)، رگه هایی از طنز را به داستان اضافه می کند.
مجموعه تلویزیونی رحیل نشان داد که با یک فیلم نامه استخوان دار و استفاده درست از ظرفیت بازیگران، می توان یک قصه تاریخی جذاب خلق کرد. اثری که به جای تمرکز افراطی بر روی زرق و برق های ظاهری، به درون مایه انسان ها و سرنوشت آن ها در یکی از حساس ترین دوره های تاریخی ایران پرداخته است.