داستان فیلم
«اخراج از استرالیا و بازگشت غیرمنتظره به ایران، آدام را درست وسط یک بحران خانوادگی رها میکند. اما ماجرا فراتر از مرگ پدربزرگ است؛ میراثی مبهم و وصیتنامهای عجیب، او را ناچار به رویارویی با دکتری جوان میکند که هیچ شباهتی به دنیای او ندارد. تقابلی که در سایه رازهای پدربزرگ، مسیری پر از لحظات فانتزی و عاشقانههای ناخواسته را پیش پایشان میگذارد.»





وقتی میری فیلمنامه میدی به کارگران های ایرانی ،نخونده رد میکنند. طرف یک صفحه ی کار رو نمیخونه ،گاهی نگاهت هم نمیکنند.میگن دنبال کار نون و آب دار باشید. بعد میای میبینی خودشون . متاسفانه سینمای کمدی ما خالی از محتوا شده . دلیل مهمش اینه که هیچ منتقدی وجود نداره . مخاطب با اطمینان به بازیگران فیلم و تیزر میاد به دیدن فیلم ها و سرخورده بیرون میره. بخاطر رقم گیشه اکثر دوستان رو به سمت طنز دارند .اشکالی نداره اما طنز خالی از محتوا اسکال داره.بنظر من بعضی دوستان به ساختن فیلم فکر نمیکنند ،به ساختن پول فکر میکنند. اگر یک رسانه مستقل یا یک شبکه ی تخصصی نه مثل هفت که اصلا مرجع خوبی نیست ،بیاد پای کار عالی میشه.وقتی کارگردانی بفهمه منتقد وجود داره و احتمال داره نظرات اونها باعث شکست فیلم شون بشه ، میرن سمت خوب ساختن. فیلم داریم سه روزه جمع شده . خب حداقل به فیلمنامه دیگران هم توجه کنید.قرغر نیست کل درآمد فیلم بره تو جیب کارگردان.خودش مینویسه،خودش میسازه،خودش تدوین میکنه،خودش موسیقی میگذاره ، امثرشون هم گریمور لازم ندارند.اگر فیلمی قوی باشه بدون شک نیازمند بازیگر مشهور هم نیست . خلاصه اینکه نگذارید هر فیلمی ساخته بشه.اگر مردم دلزده بشن دیگه نمیشه جبرانش کرد.