در روزگاری که بوی نفت، طمع استعمار و تب تند مشروطه، سرنوشت ایران را دگرگون میکرد، در دل کوهستانهای زاگرس آتشی از کینه، عشق و غیرت شعلهور شد. سریال تاریخی «آتش و باد»، روایتی ملتهب از تقابل نفسگیر دو خانِ ایلیاتی با هنرنمایی حسین محجوب و نادر فلاح است؛ اثری که تاریخ را از کاخ پادشاهان بیرون میکشد تا قصه ایستادگی و شرافت را با غریو تفنگها در زیر چادرهای عشایر به تصویر بکشد.
سریال آتش و باد (Fire and Wind)؛ حماسهای از عشق، خون و مشروطه در دل کوهستان
در میان انبوه آثاری که تاریخ را تنها در راهروهای تاریک کاخها یا دسیسههای سیاسی طهران ملتهب قدیم (مشابه آنچه در فضای سریال آشوب دیدهایم) خلاصه میکنند، این درام تاریخی همچون طوفانی از دل کوهستانهای زاگرس برخاسته است. این مجموعه تلویزیونی که پیشتر با نام نمادین «جشن سربرون» شناخته میشد، یک اثر تمامعیار به کارگردانی مجتبی راعی و تهیهکنندگی حسن نجاریان است که تلاش میکند تقاطع سرنوشتساز سنت، استعمار و بیداری ملی را در قاب تلویزیون به تصویر بکشد.
پخش این مجموعه ۵۸ قسمتی در شبهای نوروز و ماه رمضان از شبکه سه سیما، نشان از اهمیت و جایگاه ویژه آن در میان تولیدات ژانر تاریخی رسانه ملی دارد. مجتبی راعی که همواره در آثارش ردپای عمیقی از دغدغههای هویتی و بومی دیده میشود، این بار با عبور از پایتخت و پناه بردن به چادرهای عشایر فارس، قصهای را روایت میکند که بوی خاک، باروت و اصالت میدهد. حضور تیمی از بازیگران استخوانخردکرده نظیر محمود پاکنیت، حسین محجوب، لاله اسکندری و نادر فلاح، وزنهای سنگین به اعتبار این اثر بخشیده است.
داستان این اثر تاریخی؛ بوی باروت، طعم کینه و تقابل دو ایل

روایت قصه در یکی از ملتهبترین مقاطع تاریخ ایران، یعنی دوران پیش و پس از انقلاب مشروطه، خیمه زده است. روزگاری که بوی نفت جنوب، پای بیگانگان و کنسولگری انگلیس را به مناسبات داخلی باز کرده و شیراز به مرکز تحولات سیاسی بدل شده است. اما دوربین به جای تمرکز صرف بر سیاستمداران، به میان دو ایل خیالی قشقایی میرود و نبردی نمادین را به تصویر میکشد.
هسته مرکزی داستان، رقابت و کینهای دیرینه میان «بهادر» (کدخدای ایل پوسان) و «سرخو» (کدخدای طایفه همسایه) است. آتشی که زیر خاکستر پنهان بود، زمانی شعلهور میشود که سرخو در اقدامی تحقیرآمیز و با اعتمادبهنفسی زهرآگین، به خواستگاری «جهانپسند»، دختر کمسنوسال بهادر میرود. این خواستگاری نه از سر عشق، که برای ذلیل کردن بهادر و به رخ کشیدن قدرت است. در این میان، ورود نیروهای خارجی، مسئله استخراج نفت و جریان مشروطهخواهی، این جدال ایلیاتی را به یک جنگ بزرگ و سرنوشتساز برای بقای هویت ایرانی تبدیل میکند. مردانی که باید میان وسوسه قدرت، حفظ ناموس و دفاع از خاک، یکی را انتخاب کنند.
نقد و بررسی آتش و باد؛ عبور از کلیشهها در سایه تاریخ
نقد یک اثر تلویزیونی نیازمند نگاهی چندجانبه به فرم و محتواست. ساختهی مجتبی راعی اثری است که تلاش کرده از سایه سنگین ملودرامهای اشکآور و مثلثهای عشقی تکراری فرار کند و به جای آن، رویارویی انسان با هوس، قدرت و شرافت را در بستری تاریخی کالبدشکافی کند. اگرچه ریتم مجموعه در بخشهایی کند به نظر میرسد، اما وقار و صلابت در روایت، آن را به اثری قابل تأمل تبدیل کرده است.
شخصیتپردازیهای جسورانه؛ از خانهای متفاوت تا زنان مقتدر
یکی از درخشانترین نقاط قوت داستان، فرار از تیپسازیهای رایج است. محمود پاکنیت در نقش «فتحالله خان»، با هوشمندی تمام از سایه اربابِ خشن سریال «پس از باران» فاصله گرفته و شخصیتی با بینش، رفتار و حتی لحن بیانی کاملاً متفاوت خلق کرده است. از سوی دیگر، تقابل حسین محجوب (بهادر) و نادر فلاح (سرخو)، تقابلی خیرهکننده از جنس ایستادگی در برابر قساوت است.
اما برگ برنده این مجموعه عشایری در بازنمایی هویت زن ایرانی است. «بیبی کتایون» با بازی لاله اسکندری، خط بطلانی بر تصورات کلیشهای از مردسالاری مطلق در جامعه ایلیاتی گذشته میکشد. او زنی دانا، سیاستمدار و مقتدر است که نه تنها دوشادوش همسرش ایستاده، بلکه در بزنگاههای تاریخی، بحرانها را با درایت خود مدیریت میکند.
انتقال تاریخ از کاخها به بدنه مردم
نبوغ تیم نویسندگان در این است که تاریخ را از انحصار نخبگان دولتی خارج کردهاند. نمایش تأثیر مستقیم قراردادهای نفتی و دخالتهای استعمار پیر (انگلیس) بر زندگی روزمره ایلات و عشایر، درک ملموستری از وقایع دوران مشروطه به مخاطب میدهد. راعی موفق شده است بدون شعارزدگی، مفاهیمی چون وفاداری، امانتداری و تقابل با ظلم را در تار و پود تعلیقهای داستانی خود تنیده و یک اکشن-درام بومی و باورپذیر خلق کند.
حواشی، اخبار و ناگفتههای این مجموعه تلویزیونی
ساخت یک پروژه عظیم تاریخی در شرایط سخت، همواره با اتفاقات تلخ و شیرینی همراه است. در ادامه به مهمترین حواشی و نکات پیرامون این مجموعه میپردازیم:
- تغییر نام معنادار: این پروژه در طول مراحل پیشتولید و تصویربرداری با نام «جشن سربرون» شناخته میشد که بعداً به دلیل سیاستهای پخش شبکهای، تغییر نام داد.
- تراژدی تلخ کرونا: بخش عمدهای از تصویربرداری این اثر با اوج دوران پاندمی کرونا همزمان شد. متأسفانه ویروس کرونا جان کریم اکبری مبارکه، بازیگر پیشکسوت این پروژه را گرفت و کام عوامل را به شدت تلخ کرد.
- شیراز در قلب تهران: با وجود اینکه تمام اتفاقات داستان در استان فارس و شیراز میگذرد، به دلیل محدودیتهای تولیدی، تمامی این لوکیشنهای عظیم تاریخی در اطراف تهران بازسازی و فیلمبرداری شدند.
- گلایه از بیمهری در پخش: روی آنتن رفتن مجموعه در ساعات پس از افطار و جابهجاییهای مکرر کنداکتور، با انتقاد شدید بازیگرانی چون لاله اسکندری همراه شد که معتقد بودند به دیده شدن زحمات گروه آسیب زده است.
- خیز برای فصل دوم: طبق اعلام نویسندگان، داستان به اینجا ختم نمیشود. فصل دوم قرار است به وقایع قحطی بزرگ ایران، برآمدن رضاخان و نبرد عشایر فارس با او بپردازد.
- رویای سینمایی نادر فلاح: نادر فلاح که از اصالتی کرمانی برخوردار است، در حاشیه این تولید تلویزیونی از آرزوی خود برای ساخت یک اثر تاریخی درباره زادگاهش و عشایر کرمان پرده برداشت.
جمعبندی؛ غریو غیرت در کوچههای تاریخ
سریال ایرانی «آتش و باد» اثری است که نشان میدهد اگر به فرهنگ بومی، تاریخ پرفراز و نشیب مناطق مختلف ایران و ظرفیتهای دراماتیک عشایر اعتماد کنیم، خروجی آن اثری تماشایی و اصیل خواهد بود. مجتبی راعی و تیمش با خلق قابهایی چشمنواز و روایتی پرکشش، ثابت کردند که میتوان بدون باج دادن به گیشه، مخاطب را با یک درام تاریخی-سیاسی همراه کرد. اثری که آینهای است در برابر مبارزات خاموش اما باشکوه مردمانی که برای حفظ هویت خود جنگیدند.
شما درباره تقابل نفسگیر «بهادر» و «سرخو» چه فکر میکنید؟ آیا تماشای آثار تاریخی که به جای دربار پادشاهان، زندگی مردم کوچه و بازار و عشایر را به تصویر میکشند برای شما جذابتر است؟ لطفاً نظرات و نقدهای خود را در بخش دیدگاهها با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید.
- زبان: فارسی
- نویسنده: منصور ابراهیمی و عبدالرسول گلبن
- کیفیت 720p
فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: