داستان سریال
در طهرانِ ملتهب دهه ۱۳۲۰، رویای پر زرقوبرق خوانندهای جوان به نام «آشوب» در کافههای لالهزار، ناخواسته با گرداب تاریک دسیسههای سیاسی و ترورهای خیابانی گره میخورد.
در طهرانِ ملتهب دهه ۱۳۲۰، رویای پر زرقوبرق خوانندهای جوان به نام «آشوب» در کافههای لالهزار، ناخواسته با گرداب تاریک دسیسههای سیاسی و ترورهای خیابانی گره میخورد.
تصور کنید در کوچهپسکوچههای ملتهب تهرانِ دهه ۱۳۲۰ قدم میزنید؛ جایی که صدای چکاندن ماشه و ترورهای سیاسی، با ملودیهای نوستالژیک کافههای پر زرقوبرق و دودگرفتهی لالهزار در هم آمیخته است. «آشوب»، با صفآرایی لشکری از ستارگان سینمای ایران از کوروش تهامی و یکتا ناصر گرفته تا آتیلا پسیانی قرار بود راوی همین تقاطع پرهیاهو باشد؛ قصه خنیاگری جاهطلب که میخواست قلههای شهرت را در موسیقی لالهزار فتح کند، اما ناخواسته در گرداب تاریک سیاست و عشق غرق شد. اما آیا این پروژه عظیم و پرهزینه توانست سمفونی ماندگاری از تاریخ معاصر بنوازد، یا خود در هیاهوی یک فیلمنامه سردرگم، به آشفتگی کشیده شد؟
صنعت سرگرمی و شبکه نمایش خانگی در ایران، همواره بستر آزمون و خطاهای متعددی در روایتگری بوده و تنوع بالایی از قصهها را به خود دیده است؛ از موقعیتهای پیچیده و طنزآمیز (مانند ماجراهای سریال ابله که در آن تعقیبِ سایهبهسایهی پریسا، هوشنگ را ناخواسته در تورِ بازجوییِ برادرِ او میاندازد؛ جایی که هوشنگ در اوج بیخبری، با افشای رازِ سرقت و روایتِ ماجرای آشنایی پریسا با مهرداد، خود را به دلِ یک بحرانِ غیرمنتظره و نفسگیر پرتاب میکند) گرفته تا پروژههای عظیم و جاهطلبانه تاریخی.
در همین راستا، ساخته تاریخی کاظم راستگفتار، محصول سال ۱۳۹۶، یکی از همین پروژههای پر سر و صداست که در ابتدا قامت یک اثر سینمایی را به خود گرفت و سپس نسخه بسطیافته و کاملتر آن در قالب یک مینیسریال راهی پلتفرمهای ویاودی (VOD) شد. این عنوان که با یدک کشیدن لقب «پربازیگرترین پروژه سینمایی» انتظارات زیادی را در میان مخاطبان هنر هفتم ایجاد کرده بود، تلاشی است برای به تصویر کشیدن برههای ملتهب از تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران.
کارگردان در این تریلر عاشقانه-سیاسی سعی داشته تا با تکیه بر فضاسازیهای نوستالژیک طهران قدیم و استفاده از چهرههای سرشناس، نقبی به گذشته بزند و قصهای عامهپسند را در دل رویدادهای مستند روایت کند. با این حال، بلندپروازیهای تیم تولید در ترکیب المانهای مختلف، سرنوشت پر فراز و نشیبی را برای این عنوان رقم زد.

دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، دورانی که بوی باروت جنگ جهانی دوم، قحطی و التهابات حزبی، کوچه پس کوچههای پایتخت را پر کرده بود. داستان در دل این روزهای پر هرج و مرج شکل میگیرد و دوربین، زندگی جوانی جاهطلب و فارغالتحصیل ادبیات را دنبال میکند. او که با نام هنری «آشوب» در کافههای پر زرق و برق لالهزار پشت میکروفون میرود، رویای فتح قلههای هنر را در سر میپروراند.
اما ملودی زندگی این کاراکتر قرار نیست تنها با نتهای موسیقی نواخته شود. سایه سنگین سیاست، ترورهای خیابانی و ناآرامیهای واقعی ایرانِ آن دهه، آرام آرام به حریم شخصی او نفوذ میکند. خواننده جوان داستان ما ناخواسته در گردابی از حوادث و دسیسههای حزبی کشیده میشود؛ طوفانی که قرار است مسیر سرنوشتش را تغییر داده و او را در دو راهی بقا و ایدهآلهای هنریاش قرار دهد.
| ردیف | نام بازیگر |
|---|---|
| ۱ | کوروش تهامی |
| ۲ | فرهاد آئیش |
| ۳ | یکتا ناصر |
| ۴ | داریوش کاردان |
| ۵ | لیلا اوتادی |
| ۶ | آتیلا پسیانی |
| ۷ | همایون ارشادی |
| ۸ | آشا محرابی |
| ۹ | رامین ناصرنصیر |
| ۱۰ | محمدرضا هدایتی |
| ۱۱ | امیرحسین صدیق |
| ۱۲ | نیما فلاح |
| ۱۳ | حبیب دهقاننسب |
| ۱۴ | ارژنگ امیرفضلی |
| ۱۵ | غلامحسین لطفی |
| ۱۶ | فخرالدین صدیقشریف |
| ۱۷ | رضا فیاضی |
| ۱۸ | خسرو امیرصادقی |
| ۱۹ | امیرشروین امیرصادقی |
| ۲۰ | نادر سلیمانی |
| ۲۱ | بهرام سرورینژاد |
| ۲۲ | میرطاهر مظلومی |
| ۲۳ | سعید امیرسلیمانی |
| ۲۴ | رضا بنفشهخواه |
| ۲۵ | داریوش فرهنگ |
| ۲۶ | شهره لرستانی |
| ۲۷ | پریا شمس |
| عنوان | مشخصات |
|---|---|
| کارگردان | کاظم راستگفتار |
| کشور سازنده | ایران |
| زبان اصلی | فارسی |
| شمار قسمتها | ۵ |
| شرکت تولیدکننده | فیلیمو |
| شبکهٔ اصلی | شبکه خانگی |
| تاریخ انتشار | ۱ آذر ۱۳۹۶ |
بزرگترین پاشنه آشیل این روایت نوستالژیک، بحران هویت عمیق آن است. ساخته راستگفتار به معنای واقعی کلمه ترکیبی آشفته از گونههای مختلف سینمایی است که در هیچکدام به بلوغ نمیرسد. فیلمساز در تلاش بوده تا یک درام تاریخی، یک عاشقانه پرشور، یک تریلر ملتهب و رگههایی از کمدی-موزیکال را در یک ظرف بریزد، اما خروجی کار، معجونی فاقد انسجام از آب درآمده است.
نه عاشقانههای قصه آنقدر عمیق طراحی شدهاند که مخاطب با آنها همذاتپنداری کند، و نه خطوط سیاسی داستان آنقدر مستند هستند که وزن تاریخی اثر را بالا ببرند. استفاده ابزاری از موسیقی متن و آواز نیز به جای آنکه به پیشبرد پیرنگ کمک کند، بیشتر شبیه به وصلهای ناجور در تار و پود فیلمنامه عمل میکند.
ضعف مشهود در قصهگویی باعث شده تا بیننده در قسمتهای ابتدایی کاملاً سردرگم شود. سرعت پیشروی وقایع در تدوین اولیه به قدری نامتوازن و شتابزده است که گویی سازندگان تنها در تلاش بودهاند اطلاعات خام را به سمت مخاطب پرتاب کنند. این شتابزدگی مانع از شکلگیری قوس شخصیتی استاندارد شده و منطق روایی را فدای زرقوبرق بصری کرده است.
حضور لشکری از بازیگران مطرح، شاید روی کاغذ تضمینکننده موفقیت گیشه باشد، اما در عمل ثابت شد که کثرت هنرپیشه هرگز نمیتواند جایگزین یک متن منسجم و دکوپاژ دقیق شود. ضعف در هدایت تیم بازیگری به قدری آشکار است که استعدادهای اثباتشده آنان هدر میرود. تفاوت فاحش بازی کوروش تهامی در این مجموعه نسبت به درخشش او در آثاری چون «رگ خواب»، مهر تاییدی است بر این نکته که یک میزانسن ضعیف میتواند بهترین پتانسیلها را خنثی کند.
این ساخته، نمونهای بارز از تولیداتی است که با ایده اولیه جذاب استارت میخورند، اما به دلیل فقدان استراتژی مشخص در اجرا، به اثری فراموششدنی تبدیل میشوند. اگر به طراحی صحنه و لباس دهه بیست خورشیدی علاقهمندید و صرفاً میخواهید هنرپیشههای محبوبتان را در قابهای کلاسیک ببینید، شاید تماشای آن برای پر کردن وقت آزاد بد نباشد. با این حال، اگر انتظار یک روایت منسجم، تعلیق نفسگیر و قصهای گیرا را دارید، این اثر احتمالاً شما را ناامید خواهد کرد.
البته سلیقهها در دنیای تصویر متفاوت است و در نهایت این شما هستید که تصمیم میگیرید؛ این سریال تنها یکی از هزاران آثار ایرانی موجود در آرشیو وبسایت ماست و میتوانید با گشتوگذار در این مجموعه عظیم، فیلم یا سریالِ کاملاً همسو با سلیقه خود را برای تماشا پیدا کنید.
شما درباره این عنوان چه فکر میکنید؟ آیا اتمسفر لالهزار و حضور ستارههای پرتعداد توانست حفرههای داستانی را برای شما بپوشاند؟ نظرات و نقدهای خود را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید.
فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: