
سینمای جهان امروز یکی از بحثبرانگیزترین و کاریزماتیکترین چهرههای تاریخ خود را از دست داد. بریژیت باردو (Brigitte Bardot)، ستارهای که در دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی تعریفی نوین از آزادی و جذابیت را به سینمای فرانسه تزریق کرد و بعدها با مواضع تند سیاسی و فعالیتهای زیستمحیطیاش خبرساز شد، در سن ۹۱ سالگی چشم از جهان فروبست.
او که با نام اختصاری «BB» شناخته میشد، تنها یک بازیگر نبود؛ او پدیدهای فرهنگی بود که مرزهای اخلاقی دوران پس از جنگ را جابهجا کرد و سیمون دو بووار، فیلسوف مشهور، او را «لوکوموتیو تاریخ زنان» نامید. مرگ او پایان فصلی از تاریخ سینماست که در آن ستارهها قدرتی فراتر از پرده نقرهای داشتند.
تولد یک ستاره؛ از رقص باله تا انفجار «خدا زن را آفرید»
باردو در سال ۱۹۳۴ در خانوادهای کاتولیک و مرفه در پاریس متولد شد. انضباط سختگیرانه دوران کودکی و آموزشهای حرفهای باله در کنسرواتوار پاریس، به او وقاری بخشید که بعدها در تضاد با شخصیت سرکش سینماییاش قرار گرفت. ورود او به دنیای شهرت با ظاهر شدن روی جلد مجله Elle در ۱۵ سالگی آغاز شد؛ تصویری که خیلی زود توجه روژه وادیم (Roger Vadim)، کارگردان جوان و جویای نام را جلب کرد.
ازدواج با وادیم در ۱۸ سالگی، نقطه عطفی بود که مسیر زندگی باردو را تغییر داد. اما بمب خبری در سال ۱۹۵۶ منفجر شد؛ فیلم «و خدا زن را آفرید» (And God Created Woman). به تعبیر نویسندگان گاردین، این فیلم نهتنها باردو را به یک نماد جنسی بینالمللی تبدیل کرد، بلکه سینمای فرانسه را نیز از قید و بندهای سنتی رهانید. او در این فیلم تصویری از زنی ارائه داد که بدون شرم و با آزادی کامل، امیال خود را دنبال میکرد؛ تصویری که برای جامعه محافظهکار آن زمان هم شوکهکننده و هم مسحورکننده بود
اوج هنر در موج نو؛ همکاری با گدار و کلوزو
اگرچه بسیاری باردو را تنها به واسطه زیباییاش میشناختند، اما او تواناییهای بازیگری خود را در همکاری با بزرگان موج نو فرانسه به اثبات رساند. نقشآفرینی او در فیلم «تحقیر» (Contempt) شاهکار ژان لوک گدار در سال ۱۹۶۳، همچنان یکی از درخشانترین لحظات تاریخ سینما محسوب میشود. او همچنین در درام حقوقی «حقیقت» (The Truth) اثر آنری-ژرژ کلوزو و «زندگی خصوصی» ساخته لویی مال، پیچیدگیهای روانی زنی را به تصویر کشید که زیر فشار شهرت در حال خرد شدن است.
خداحافظی زودهنگام؛ فرار از قفس طلایی شهرت
در حالی که هالیوود و سینمای اروپا برای همکاری با او سر و دست میشکستند و حتی در فیلمهایی نظیر «شالاکو» مقابل شان کانری قرار گرفت، باردو در سال ۱۹۷۳ تصمیمی شوکهکننده گرفت. او در سن ۳۹ سالگی و در اوج شهرت، اعلام بازنشستگی کرد.
باردو بعدها در مصاحبهای اعتراف کرد که «شهرت برایش خفهکننده شده بود». او از اینکه تمام حرکاتش زیر ذرهبین پاپاراتزیها بود خسته شده و به دنبال معنایی فراتر از زرقوبرق سینما میگشت. این خداحافظی، قطعی و بدون بازگشت بود و او هرگز وسوسه نشد تا دوباره جلوی دوربین برود.
زندگی دوم؛ فرشته حیوانات و شمشیر سیاست

پس از سینما، باردو زندگی خود را وقف موجوداتی کرد که به گفته خودش «هرگز به او خیانت نکردند».
مبارز خستگیناپذیر حقوق حیوانات
تأسیس «بنیاد بریژیت باردو» در سال ۱۹۸۶ و مبارزات مشهور او علیه کشتار فکها در کانادا، شکار دلفینها و آزمایش روی حیوانات، چهرهای جدید از او ساخت. تصویر او در میان یخهای قطبی در حالی که یک بچه فک را در آغوش گرفته بود، به اندازه تصاویر سینماییاش در ذهنها ماندگار شد. او تمام دارایی و نفوذ خود را برای تصویب قوانین حمایت از حیوانات به کار گرفت.
سقوط در گرداب سیاست و جنجالها
با این حال، سالهای پایانی عمر باردو با جنجالهای تلخ سیاسی گره خورد. او که از طرفداران جبهه ملی فرانسه (حزب راست افراطی) بود، بارها به دلیل اظهارات تند علیه مهاجران و اقلیتهای مذهبی دادگاهی شد. انتشار کتاب «فریادی در سکوت» در سال ۲۰۰۳ که حاوی جملات نژادپرستانه بود، منجر به محکومیت قضایی او به جرم نفرتپراکنی گردید.
این تناقض بزرگ زندگی باردو بود؛ زنی که نماد آزادی بود، در کهنسالی به دیدگاههای بسته و افراطی روی آورد. با این وجود، مرگ او پایانبخش زندگی زنی است که نیمی از عمرش را در کانون توجه دوربینها و نیمی دیگر را در انزوای خودخواسته گذراند؛ اسطورهای که هم پرستیده شد و هم طرد شد، اما هرگز نادیده گرفته نشد.