داستان سریال
کارخانهای در آستانه فروپاشی مالی، جولانگاه کینهای کهنه میشود؛ جایی که ورود یک شریک تازهوارد، نقابی هوشمندانه برای تسویهحسابهای تاریک گذشته و انتقامی ویرانگر از رازهای مدفون است.
کارخانهای در آستانه فروپاشی مالی، جولانگاه کینهای کهنه میشود؛ جایی که ورود یک شریک تازهوارد، نقابی هوشمندانه برای تسویهحسابهای تاریک گذشته و انتقامی ویرانگر از رازهای مدفون است.
گذشته هیچگاه در گذشته باقی نمیماند؛ بهویژه زمانی که پای آبرو، ترک کردن یک خانواده و کینهای رسوبکرده در میان باشد. سریال «دوردست ها» اثری است که در پسزمینه چرخدندههای یک کارخانه بحرانزده، داستان آدمهایی را روایت میکند که برای تسویه حساب با دیروز، امروزِ یکدیگر را به بازی میگیرند.
مجموعه تلویزیونی «دوردست ها» به کارگردانی جواد ارشاد و تهیهکنندگی فریبا توکلی، یکی از درامهای اجتماعی و خانوادگی تلویزیون ایران است که در بهار سال ۱۳۹۵ مهمان خانههای مخاطبان شد. این اثر ۳۷ قسمتی که از شبکه اول سیما و شبکه HD روی آنتن رفت، حاصل یک همکاری مشترک و هدفمند با سازمان ملی استاندارد ایران بود. اثری که تلاش کرد به جای تکیه بر کلیشههای مرسوم سریالهای ملودرام، با ورود به محیطهای صنعتی و کارگری، دغدغههایی چون اقتصاد، کیفیت تولید داخلی و البته پیامدهای تصمیمات انسانی را در هم بیامیزد.
جواد ارشاد که پیشتر با ساخت «ستاره حیات» نشان داده بود به قصههای هدفمند علاقهمند است، در این پروژه نیز با فیلمنامهای از سمانه نامدار همراه شد تا روایتی چندلایه از مفاهیمی چون مسئولیتپذیری، انتخاب میان خیر و شر، و سبک زندگی را به تصویر بکشد.

داستان از جایی آغاز میشود که یک کارخانه روغنسازی به مدیریت دو شریک قدیمی به نامهای «رسول» و «صادق» (در نسخههایی از فیلمنامه با نام ایرج)، در گرداب بحرانهای شدید مالی گرفتار میشود. در این میان، شریک رسول تصمیم به جدایی میگیرد و سهام خود را به سرمایهداری به نام «حبیب» واگذار میکند. اما مهره کلیدی این معامله فردی به نام «عماد» است؛ مردی که همهکاره و معتمد حبیب به شمار میرود و حالا به عنوان نماینده او، پا به کارخانه میگذارد تا دوشادوش رسول مجموعه را اداره کند.
فضای آرام کارخانه خیلی زود جای خود را به تعلیق میدهد. با گذشت زمان، پرده از راز بزرگی برداشته میشود: عماد یک غریبه نیست. او با یک نقشه دقیق و طراحیشده برای فروپاشی و ضربه زدن به رسول قدم به این میدان گذاشته است. دلیل این کینه عمیق به سالها قبل بازمیگردد؛ زمانی که رسول، خواهر عماد (ربابه) و دختر خردسالشان (یگانه) را در بیخبری و تنهایی رها کرده بود.
اکنون عماد بازگشته تا ترازوی عدالت شخصیاش را تنظیم کند. او قصد دارد دقیقاً به همان اندازهای که رسول در گذشته با آبروی خانوادهاش بازی کرده، آبروی او را ببرد؛ نه یک قدم بیشتر تا پیش وجدان خود روسیاه نشود و نه یک قدم کمتر. این تقابل خاموش، سرآغاز یک دومینوی ویرانگر از حوادث است؛ تقابلی که برخلاف نبردهای نفسگیر برای بقا و نجات جان انسانها در آثاری چون سریال بالهای خیس (که در آن تیمی از نخبگان پزشکی برای کشف داروی سرطان میجنگند)، در اینجا تمام توان، اراده و تمرکز شخصیتها صرف ویرانی، کینهتوزی و تسویهحسابهای تاریک گذشته میشود.
مجموعه تلویزیونی «دوردست ها» با فاصله گرفتن از ملودرامهای آپارتمانی مرسوم، تلاش میکند تا تقابلهای پیچیده انسانی و رازهای خانوادگی را در بستر چالشهای صنعتی و بحرانهای تولید به تصویر بکشد. در ادامه این بخش، به واکاوی دقیق لایههای زیرین داستان، کیفیت پرداخت کاراکترها و بررسی ساختار روایی این اثر تلویزیونی خواهیم پرداخت.
یکی از نقاط قوت برجسته در فضاسازی این سریال، خروج از انفعال شغلی کاراکترهاست. در بسیاری از سریالهای ایرانی، شغل شخصیتها صرفاً یک عنوان حاشیهای است، اما در «دوردست ها»، مناسبات کاری مستقیماً در درام تنیده شده است. ورود دختری به نام یگانه (با بازی ونوس کانلی) به عنوان «کارشناس کنترل کیفیت» به کارخانه، نه تنها موتور محرک بسیاری از اتفاقات قصه است، بلکه به شکلی هوشمندانه و بدون شعارزدگی، اهمیت تخصص و تعهد در محیط کار را به تصویر میکشد.
این اثر نمایشی را میتوان یکی از اولین گامهای جدی رسانه ملی در پرداختن غیرمستقیم به مسئله «اقتصاد مقاومتی» دانست. سازندگان به جای استفاده از دیالوگهای مستقیم و نصیحتگونه، مفهوم حمایت از تولید ملی، درک چالشهای تولیدکنندگان داخلی و اهمیت استانداردسازی را در دل یک قصه پرکشش خانوادگی جاسازی کردهاند. تقابل منافع شخصی با منافع جمعی در محیط کارخانه، استعارهای از وضعیت کلانتر جامعه است.
با وجود ایده مرکزی قدرتمند، سریال در برخی قسمتها دچار افت ریتم میشود. تمرکز بیش از حد بر جزئیات آموزشی و پیامهای اخلاقی مرتبط با استاندارد در سکانسهایی، باعث میشود لحن دراماتیک اثر کمرنگ شده و فضای قصه به مستندهای آموزشی نزدیک شود. با این حال، گرهافکنیهای مرتبط با انتقام عماد، تا حد زیادی توانسته تماشاگر را برای پیگیری داستان مجاب نگه دارد.
سریال «دوردست ها» تلاشی محترم برای پیوند زدن یک قصه انتقامجویانه و خانوادگی با دغدغههای صنعتی و اقتصادی روز جامعه است. اثری که اگرچه در مقاطعی زیر بار پیامهای مستقیم نهادیِ خود کمر خم میکند، اما به واسطه طرح موضوعات کمتر دیدهشده در تلویزیون (نظیر چالشهای خط تولید و کنترل کیفیت)، ارزش تماشا و واکاوی دارد. نمایش تقابلِ تاوان پس دادن در برابر گذشت، هسته مرکزی این سریال است که تا قسمت پایانی بیننده را با خود همراه میکند.
نظر شما درباره عملکرد بازیگران و پرداخت داستان در مجموعه تلویزیونی «دوردست ها» چیست؟ آیا مواجهه عماد و رسول توانست انتظار شما را از یک درام معمایی-انتقامی برآورده کند؟ دیدگاهها و نقدهای خود را در بخش نظرات وبسایت پخش فیلم با ما و سایر علاقهمندان به اشتراک بگذارید.




















فعلا کسی نظر نداده !
اولین نفری باش نظرشو راجب این فیلم میگه (: