داستان سریال
با آغاز تحرکات مرزی و تجاوز دشمن بعثی، دو ایل بزرگ کینههای قدیمی را کنار گذاشته و دوشادوش یکدیگر خط دفاعی مستحکمی در کوهستانهای غرب کشور تشکیل میدهند.


با آغاز تحرکات مرزی و تجاوز دشمن بعثی، دو ایل بزرگ کینههای قدیمی را کنار گذاشته و دوشادوش یکدیگر خط دفاعی مستحکمی در کوهستانهای غرب کشور تشکیل میدهند.
گذرگاههای سنگی زاگرس درست پیش از هجوم طوفان، آبستن حوادثی است که سرنوشت ساکنانش را برای همیشه تغییر میدهد. وقتی بوی باروت جای عطر علفزارهای کوهستانی را میگیرد، خطوط روی نقشهها اهمیت خود را از دست میدهند و مرز واقعی روی صخرهها کشیده میشود. صخرههایی که گواهی میدهند چگونه یک تار موی ناموس و یک مشت خاک پاک میهن، فراتر از تمام دشمنیهای طایفهای قرار میگیرد.
پروژه ۲۶ قسمتی «ایلدا» ساخته راما قویدل با تهیهکنندگی سید علیرضا سبط احمدی و قلم نوشین پیرباغی، اثری دفاع مقدسی با فضای کاملاً بومی است. این کار هم زمان با چهلمین سالگرد شروع جنگ از شبکه یک سیما روی آنتن رفت تا ایستادگی ایلات و عشایر غرب کشور را در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ به تصویر بکشد.
بخش عمده مراحل تولید در دل طبیعت بکر و بیش از ۸۰ منطقه روستایی استان لرستان انجام شد. سازندگان اثر با طراحی دکورهای سنگین در خرم آباد تلاش کردند فضای جغرافیایی مرزهای ایلام را بازسازی کنند و رویدادهای روزهای نخست حمله رژیم بعث را پیش چشم مخاطب قرار دهند.


شروع داستان با کینههای قدیمی و اختلافات قومی میان بزرگان دو طایفه صالح خان و نصیر خان گره خورده است. درست هنگامی که این اختلافات خانوادگی به اوج خود میرسد، زنگ خطر تجاوز نیروهای بعثی به مرزهای ایران به صدا درمیآید؛ فضایی پرالتهاب از ایثار و حماسه که روح فداکاری در دفاع مقدس را تداعی میکند یادآور آثاری مانند سریال عاشورا که در آن مهدی باکری از برادرش حمید میخواهد دوباره به جبهه بازگردد و همراه او باشد؛ حمید میپذیرد، اما پس از عملیات خیبر، مهدی ناچار است راه بازگشت را تنها ادامه دهد…
با ورود ناگهانی نیروهای مهاجم، بزرگان و جوانان عشایر کینههای قدیمی را کنار گذاشته و با دست خالی اما ارادهای فولادین، دوشادوش یکدیگر سد دفاعی محکمی در کوهستان تشکیل میدهند. در این میان، داستانهای عاشقانه، وفاداری به خاک و ایثار مردان و زنان مرزنشین با فضای پرالتهاب جنگ پیوند میخورد.
| بازیگر | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
| مجید مظفری | صالح خان | پسر شیر علی خان، پدر سیاوش و آساره و گلاره |
| فاطمه گودرزی | داگُل | زن صالح خان، مادر سیاوش، آساره، گلاره |
| پوریا پورسرخ | ایرج | پسر نامدار خان، برادر کوچک نصیرخان |
| خسرو شهراز | نصیر خان | بزرگ نصیر آباد، برادر بزرگ ایرج، پدر یاور و گودرز |
| جعفر دهقان | استوار کاکاوند | فرمانده پاسگاه هنگ مرزی صالح آباد |
| کاظم هژیرآزاد | شیرعلی خان | بزرگ صالح آباد، پدر صالح خان، پدربزرگ سیاوش، هاویر، شیرزاد، آساره، گلاره، یاسمین |
| مینا نوروزی | داخاتون | زن نصیر خان، مادر یاور و گودرز |
| کوروش سلیمانی | شیرزاد | نوه شیرعلی، نامزد سابق هاویر |
| غلامرضا علیاکبری | شیخ رحیم | آخوند روستا |
| سینا رازانی | کریم | داماد صالح خان، همسر آساره |
| مهدی صبایی | منصور | دوست و شوهر خواهر صالح خان، داماد شیرعلی |
| مسعود چوبین | مثقالی | مش مثقالی وانت دار |
| رضا نجفی | عمو برفی | رفیق شیر علی |
| آوا دارویت | هاویر | نوه شیر علی، نامزد و دخترعموی شیرزاد، دختر زیور |
| بهروز چاهل | دکتر هندی | پزشک هندی |
| محمدصادق ملک | جابر و قادر | گوش بر |
| سیامک ادیب | قباد | همدست جابر و قادر |
| معصومه بافنده | آساره | زن کریم،دختر صالح |
| پویان گنجی | یاور | پسر بزرگ نصیر خان، نامزد گندم |
| دریا مرادی دشت | گندم | نامزد یاور، دختر مش سلیمان |
| زینب قادری | گلاره | دختر صالح، زن فرهاد |
| مسعود امین ناجی | بهادر | |
| طیبه دوست | زیور | دختر عموی نصیر و ایرج، مادر هاویر، عروس شیر علی |
| منصور نواصری | کامل | دوست عراقی ایرج |
| امید محمدنژاد | کیومرث | |
| فاطمه آقابابایی | ننه نازار | از اهالی روستا |
| پیمان کریمزاده | گروهبان واحدی | |
| ناهید عساکره | راحیل | دختر کربلایی طالب |
| سید امیرسالار قوامی | سیاوش | نوه شیر علی، پسر صالح و داگل |
| سینا قاسمی نصر | گودرز | پسر کوچک نصیرخان و داخاتون |
| علیرضا مهاجر | سالار | شاگرد قهوه چی،دوست سیاوش و گودرز |
این اثر با وجود ساخت و سازهای سنگین و استفاده از قابهای بصری زیبا، بعد از پخش از تلویزیون با واکنشها و نقد و بررسیهای متعددی از سمت منتقدان و مخاطبان بومی مواجه گردید.
موضوع اصلی مطرح شده درباره این کار، تفاوت محل ساخت با جغرافیای واقعی داستان بود. قصه در خطه مرزی ایلام اتفاق میافتد اما تمام مراحل ساخت در استان لرستان پیش رفت. همین اتفاق سبب شد تا ترکیب فرهنگ بومی، لهجه و گویش شخصیت ها با نقد خوانی منتقدان در زمینه عدم وفاداری به واقعیت همراه شود.
در بخشی از قصه، فعالیت گروهک فرسان یا همان گوش برها نشان داده میشود. بر اساس اسناد تاریخی، اقدامات چریکهای این گروه از سال ۱۳۶۳ به بعد در جادههای غرب کشور شروع شد؛ در حالی که داستان سریال این حوادث را به سال ۱۳۵۹ و روزهای اولیه شروع جنگ پیوند میزند.
سریال ایلدا با دست مایه قرار دادن پایمردی ایلات غیور، قاب متفاوتی از روزهای نخست دفاع مقدس را منعکس کرد. گرچه نقدهایی به روند روایت و برخی دادههای تاریخی وارد است، اما مناظر چشم نواز و پرداختن به فرهنگ اقلیمی، جایگاه ویژهای به این اثر در پرونده کاری سازندگانش داده است.
تجربه خودتان از تماشای این کار، بازی هنرپیشهها و کیفیت بازسازی فضای دفاع مقدس را در بخش دیدگاهها بنویسید تا دیگر کاربران پخش فیلم هم از نظرات شما استفاده کنند.